صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 143

غزل شمارهٔ 143

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد

مقیم کنج قناعت درین خراب آباد

2

نسیم خیر دهد آب و خاک کلبه فقر

کسی که ساعی آن شد خداش خیر دهاد

3

بکن بنای سرای فنا ز ساحت دل

پی سرای بقا استوار کن بنیاد

4

به خشت علم و عمل خانه در بهشت نساخت

جز آن که در ره دین قالب درست نهاد

5

چنان بلند کن ایوان قصر همت را

که قاصر آید ازان دست همت استاد

6

رواق بخت کی از خشت و گل بلند شود

گرت زمانه نه بر خشت نیکبختی زاد

7

ممر بادگشایی به خانه زان غافل

که هست شمع حیات تو در گذرگه باد

8

ز چار در چه گشاید به منزل آن کس را

که در ریاض مثمن دریچه ای نگشاد

9

مبارک از نظر دوستانست خانه نه زان

که بر کتابه کتابت کنی مبارک باد

10

بلند کرده ایام زود پست شود

گواه دعوی من قصر قیصر است و قباد

11

به فرش مصطبه جامی نوشت گفته خویش

ببین که پایه نظمش چه سان بلند افتاد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

می رسد از دولت عشقم مدد

بنده عشقم ز ازل تا ابد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 142

اگلی نظم

زاده عشقی هم ازو خواه زاد

باش بدو شاد و ازو جو رشاد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 144

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد

حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 952

ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد

قفس شکسته‌ام و آشیان نمانده به یاد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 911

اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد

به مژده جان و جهان را به باد خواهم داد

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 118 - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ

شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد

زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 101

به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق

به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 7

جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد

بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 27

چو کارزار کند شاه روم با شمشاد

چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 918

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 928

ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد

هر آن که توبه کند توبه‌اش قبول مباد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 929

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 957

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور