صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات

باب

غزلیات

نظمیں

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »جامی
  3. »دیوان اشعار
  4. »فاتحة الشباب
  5. »غزلیات

غزل شمارهٔ 801–گر سرم خاک گشت بر در تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 801

7 اشعار

غزل شمارهٔ 802–چون نیست بخت آنکه من یک دم شوم همراز تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 802

7 اشعار

غزل شمارهٔ 803–زینسان که خو گرفت دلم با وصال تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 803

7 اشعار

غزل شمارهٔ 804–شاه خوبانی و ترکان خطا هندوی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 804

7 اشعار

غزل شمارهٔ 805–روی برتابی ز من هرگه که بینم سوی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 805

7 اشعار

غزل شمارهٔ 806–چون به مسجد بینمت ای قبله من روی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 806

7 اشعار

غزل شمارهٔ 807–من کیستم که چشم گشایم به روی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 807

7 اشعار

غزل شمارهٔ 808–گر به خطا کنم نگه یک سر مو به روی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 808

7 اشعار

غزل شمارهٔ 809–داری به جان من کمین ای من کمین هندوی تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 809

7 اشعار

غزل شمارهٔ 810–ای دل و دیده هر دو خانه تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 810

7 اشعار

غزل شمارهٔ 811–تو آن مهی که برد خجلت آفتاب از تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 811

7 اشعار

غزل شمارهٔ 812–زهی چشم جهان بین روشن از تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 812

7 اشعار

غزل شمارهٔ 813–من برنخواهم داشت دل از مهر یاری همچو تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 813

7 اشعار

غزل شمارهٔ 814–ای دل من صید دام زلف تو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 814

7 اشعار

غزل شمارهٔ 815–گر به پای سرو بخرامد قد رعنای او

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 815

7 اشعار

غزل شمارهٔ 816–آن ترک نیم مست که جان شد خراب او

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 816

7 اشعار

غزل شمارهٔ 817–غمزه ات کز سعی چشم است این همه بیداد او

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 817

7 اشعار

غزل شمارهٔ 818–یارب از جانم ببر مهر مه رخسار او

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 818

7 اشعار

غزل شمارهٔ 819–حبذا پیر مغان کز فیض جام پاک او

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 819

7 اشعار

غزل شمارهٔ 820–مرغ جان کردی هوای دانه های خال او

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 820

7 اشعار

غزل شمارهٔ 821–آن سرو که شادند جهانی به غم او

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 821

7 اشعار

غزل شمارهٔ 822–نامه سربسته آمد غنچه و مضمون او

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 822

7 اشعار

غزل شمارهٔ 823–بریز ای هجر خونم چند سوزی جان من بی او

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 823

7 اشعار

غزل شمارهٔ 824–می رود عمر گرانمایه و ما غافل ازو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 824

7 اشعار

غزل شمارهٔ 825–چرخ اخضر کز دو چشم خاست موج خون در او

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 825

7 اشعار

غزل شمارهٔ 826–ای ز ابروانت متصل عشاق را محراب دو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 826

7 اشعار

غزل شمارهٔ 827–دو نرگس تو که مستند و ناتوان هر دو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 827

7 اشعار

غزل شمارهٔ 828–ای اشک سرخ دمبدم از چشم تر مرو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 828

5 اشعار

غزل شمارهٔ 829–ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مرو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 829

7 اشعار

غزل شمارهٔ 830–خوی که تو را ز تاب می ریخته از جبین فرو

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 830

7 اشعار

غزل شمارهٔ 831–ای جاودان به صورت اعیان برآمده

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 831

17 اشعار

غزل شمارهٔ 832–گشاد از چهره مشکین برقع آن مه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 832

7 اشعار

غزل شمارهٔ 833–به لطف قد ره دلها زد آن مه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 833

7 اشعار

غزل شمارهٔ 834–ای ز همه صورت خوب تو به

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 834

7 اشعار

غزل شمارهٔ 835–سیب زنخدان تو را به ز به

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 835

7 اشعار

غزل شمارهٔ 836–میوه باغ بهشت بلکه ازان نیز به

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 836

7 اشعار

غزل شمارهٔ 837–ز هر طرف که درآمد گشاده رخ آن ماه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 837

7 اشعار

غزل شمارهٔ 838–آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 838

7 اشعار

غزل شمارهٔ 839–اینک سوار می رسد آن ترک کج کلاه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 839

7 اشعار

غزل شمارهٔ 840–آن دو رخ را که نبینیم مگر ماه به ماه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 840

7 اشعار

غزل شمارهٔ 841–همچو شمعم به زبان شعله زند آتش آه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 841

7 اشعار

غزل شمارهٔ 842–حلقه زلفش گشاد باد سحرگاه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 842

7 اشعار

غزل شمارهٔ 843–رمید آن آهوی مشکین ز من آه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 843

7 اشعار

غزل شمارهٔ 844–دلم شبها کشد زان دام زلف آه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 844

7 اشعار

غزل شمارهٔ 845–ای بر سریر حسن جم آیین و کی شکوه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 845

5 اشعار

غزل شمارهٔ 846–منع سماع نغمه نی می کند فقیه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 846

7 اشعار

غزل شمارهٔ 847–حدیث جم و جام لاغ است و لابه

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 847

7 اشعار

غزل شمارهٔ 848–آن که بالای تو را افراخته

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 848

7 اشعار

غزل شمارهٔ 849–ای خطت نقشی ز نو انگیخته

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 849

7 اشعار

غزل شمارهٔ 850–رسید از ره آن شاه خوبان پیاده

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 850

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 16
  6. 17
  7. 18
  8. ...
  9. 21
پچھلا صفحہاگلا صفحہ