صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »جامی / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

1804 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »جامی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 101–نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 101

7 اشعار

غزل شمارهٔ 101–گفتمش ای سخت دل عهد تو سست است از نخست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 101

7 اشعار

غزل شمارهٔ 101–یار بر دیده راه کرد و گذشت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 101

7 اشعار

غزل شمارهٔ 102–عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 102

7 اشعار

غزل شمارهٔ 102–پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 102

7 اشعار

غزل شمارهٔ 102–آنچه در چشمم ز یار و طلعت زیبای اوست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 102

7 اشعار

غزل شمارهٔ 103–شبم ز مرغ چمن این نوا به گوش آمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 103

7 اشعار

غزل شمارهٔ 103–گر بود در خاک پیشم رویم از کوی تو خشت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 103

7 اشعار

غزل شمارهٔ 103–با داغ تو چو لاله دلم خویش برآمده ست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 103

9 اشعار

غزل شمارهٔ 104–خطت از لعل آتشگون برآمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 104

7 اشعار

غزل شمارهٔ 104–عشقت که بود کعبه ارباب سلامت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 104

7 اشعار

غزل شمارهٔ 104–به خدا غیر خدا در دو جهان چیزی نیست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 104

7 اشعار

غزل شمارهٔ 105–به بزم گل ز لبت جام را چو کام بر آمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 105

7 اشعار

غزل شمارهٔ 105–بحمدالله که بازم دیده روشن شد به دیدارت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 105

7 اشعار

غزل شمارهٔ 105–یار اگر شبرو و عیار بود باکی نیست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 105

7 اشعار

غزل شمارهٔ 106–یار به کف ساغر شراب درآمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 106

7 اشعار

غزل شمارهٔ 106–چشم بگشادم پس از هجران به ابروی خوشت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 106

7 اشعار

غزل شمارهٔ 106–چون کمر بسته مه من به سفر بیرون رفت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 106

7 اشعار

غزل شمارهٔ 107–رخنه ز غم در دل خراب درآمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 107

7 اشعار

غزل شمارهٔ 107–در کنج غم نشستم خرسند با خیالت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 107

7 اشعار

غزل شمارهٔ 107–آن ترکمان پسر که دل ما نشان اوست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 107

7 اشعار

غزل شمارهٔ 108–گهی که از درم آن ترک شوخ شنگ درآید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 108

7 اشعار

غزل شمارهٔ 108–پیش ازان دم که دهم جان من بیدل ز غمت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 108

آڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 108–مردم چشمم ز تو خالی بس است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 108

8 اشعار

غزل شمارهٔ 109–هر آفتاب که از مطلع جمال برآید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 109

7 اشعار

غزل شمارهٔ 109–گذر فتاد به سر وقت کشتگان غمت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 109

7 اشعار

غزل شمارهٔ 109–ای سنبل مشکین زده سر از گل رویت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 109

7 اشعار

غزل شمارهٔ 110–پریوشی که به رخ رسم دلبری داند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 110

7 اشعار

غزل شمارهٔ 110–تا کی ز دیر آمدن و زود رفتنت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 110

7 اشعار

غزل شمارهٔ 110–نه چنان گرفت خانه به دل من آرزویت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 110

7 اشعار

غزل شمارهٔ 111–دلم به ماه تمام از رخت عبارت کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 111

9 اشعار

غزل شمارهٔ 111–بوی جان یافتم ز پیرهنت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 111

7 اشعار

غزل شمارهٔ 111–سبزه نو که ز گلزار رخت سر زده است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 111

7 اشعار

غزل شمارهٔ 112–ای خوش آنان که خم طره یاری گیرند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 112

7 اشعار

غزل شمارهٔ 112–پیرانه سر کشیدم سر در ره سگانت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 112

9 اشعار

غزل شمارهٔ 112–چون تو ماهی در همه آفاق نیست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 112

7 اشعار

غزل شمارهٔ 113–باده چون بی غش و ساقی چو پریوش باشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 113

7 اشعار

غزل شمارهٔ 113–تو حور جنتی اما ز چشم فتانت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 113

7 اشعار

غزل شمارهٔ 113–هیچ کس نیست که حیران شده روی تو نیست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 113

7 اشعار

غزل شمارهٔ 114–سفر خوش است اگر یار همسفر باشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 114

7 اشعار

غزل شمارهٔ 114–ای واضح و الضحی جبینت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 114

7 اشعار

غزل شمارهٔ 114–بلبل چو مطربان به غزلخوانی آمده ست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 114

7 اشعار

غزل شمارهٔ 115–ز بس آه غمت زین جان آتشناک خواهم زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 115

7 اشعار

غزل شمارهٔ 115–صد شاخ گل تازه نشاندم به هوایت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 115

7 اشعار

غزل شمارهٔ 115–رنگ رخت ز تاب تب ای سیمبر شکست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 115

8 اشعار

غزل شمارهٔ 116–چو ترک سرکشم بر عزم میدان پشت زین گیرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 116

9 اشعار

غزل شمارهٔ 116–مرا چو قبله نگردد به عیدگه رویت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 116

7 اشعار

غزل شمارهٔ 116–سرو گل اندام من طرف کله برشکست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 116

7 اشعار

غزل شمارهٔ 117–چون صبا شانه درآن طره خم در خم زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 117

7 اشعار

غزل شمارهٔ 117–قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 117

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 6
  6. 7
  7. 8
  8. ...
  9. 37
پچھلا صفحہاگلا صفحہ