جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»غزلیات»غزل شمارهٔ 108غزل شمارهٔ 108شاعر: جامیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: متصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپیش ازان دم که دهم جان من بیدل ز غمتقدمی نه که شوم خاک به زیر قدمت2نقل کریںرحمتی کن که من تشنه جگر می میرمچشم بر رشحه آبی ز سحاب کرمت3نقل کریںخوش بران رخش که در جلوه گه حشمت و نازپادشاهی تو و خوبان همه خیل و حشمت4نقل کریںچون شوم پیش تو محرم من محروم که نیستباد را زهره احرام حریم حرمت5نقل کریںهر چه خواهی بکن ای دوست که من می یابملذت چاشنی لطف و کرم از ستمت6نقل کریںنامه رحمت جاوید من این بس که مرادو سه حرفی رسد از خامه مشکین رقمت7نقل کریںرقمی می کشی از حال دل خود جامیجای آن دارد اگر خون بچکد از قلمت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر کنج غم نشستم خرسند با خیالتخوشوقت آن که بیند هر ساعتی جمالتجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107اگلی نظمگذر فتاد به سر وقت کشتگان غمتهزار جان گرامی فدای هر قدمتجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 109آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر کنج غم نشستم خرسند با خیالتخوشوقت آن که بیند هر ساعتی جمالتجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107
اگلی نظمگذر فتاد به سر وقت کشتگان غمتهزار جان گرامی فدای هر قدمتجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 109