صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »جامی / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

1804 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »جامی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 328–دوش چشم من به خواب و بخت من بیدار بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 328

7 اشعار

غزل شمارهٔ 328–چهره زرد ز خون بسته جگر ته به تهم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 328

7 اشعار

غزل شمارهٔ 329–تا کی از هجر تو با غم همنشین خواهیم بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 329

7 اشعار

غزل شمارهٔ 329–ای نوجوان که دل به کمند تو بسته‌ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 329

7 اشعار

غزل شمارهٔ 330–گر نماند آن غنچه لب با من چنان خندان که بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 330

7 اشعار

غزل شمارهٔ 330–دیده از جلوه بتان بستیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 330

7 اشعار

غزل شمارهٔ 331–دوش در بزم گدا شاه فرو آمده بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 331

7 اشعار

غزل شمارهٔ 331–شب که سر از حلقه سلک سگانت برزنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 331

7 اشعار

غزل شمارهٔ 332–دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 332

7 اشعار

غزل شمارهٔ 332–عید فطر است بیا تا به می افطار کنیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 332

7 اشعار

غزل شمارهٔ 333–رفتم به باغ و سرو خرامان من نبود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 333

7 اشعار

غزل شمارهٔ 333–نی ماه منظری که نظربازیی کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 333

7 اشعار

غزل شمارهٔ 334–هرشب از زلف تو حال من پریشان‌تر بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 334

7 اشعار

غزل شمارهٔ 334–خوش آنکه روی توبینم در اضطراب شوم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 334

7 اشعار

غزل شمارهٔ 335–هر شبم در سر خیال آن لب میگون بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 335

7 اشعار

غزل شمارهٔ 335–به دل دردی عجب دارم نمی‌دانم که چون گریم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 335

7 اشعار

غزل شمارهٔ 336–مرا به کوی تو خواهم که خانه‌ای باشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 336

7 اشعار

غزل شمارهٔ 336–یار ما یار دگر کرد چه تدبیر کنیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 336

7 اشعار

غزل شمارهٔ 337–خوش آنکه وصال تو میسر شده باشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 337

7 اشعار

غزل شمارهٔ 337–برخیز تا به عزم تماشا برون رویم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 337

7 اشعار

غزل شمارهٔ 338–ساقی بیا که میکده را فتح باب شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 338

7 اشعار

غزل شمارهٔ 338–بی رخت چون به چمن راه کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 338

7 اشعار

غزل شمارهٔ 339–چون برید از تن رگ جان آه دل آهسته شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 339

6 اشعار

غزل شمارهٔ 339–هر چند جز فریب و فسونت نیافتم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 339

7 اشعار

غزل شمارهٔ 340–دل با خیال آن لب میگون ز دست شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 340

7 اشعار

غزل شمارهٔ 340–چاره عشق تو صبر است ندانم چه کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 340

7 اشعار

غزل شمارهٔ 341–ز طاق ابروی تو پشت طاقتم خم شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 341

7 اشعار

غزل شمارهٔ 341–ز هجران مرده ام جانا نپنداری که جان دارم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 341

7 اشعار

غزل شمارهٔ 342–تا دامن آن تازه گل از دست برون شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 342

7 اشعار

غزل شمارهٔ 342–یار نی روی به گلشن چه کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 342

7 اشعار

غزل شمارهٔ 343–ساقیا اطراف باغ از سبزه تر تازه شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 343

9 اشعار

غزل شمارهٔ 343–مهر رخسار تو دارم که جفای تو کشم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 343

7 اشعار

غزل شمارهٔ 344–تا دلم را پا در آن کو بسته شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 344

7 اشعار

غزل شمارهٔ 344–از در صومعه آن به که قدم بازکشیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 344

7 اشعار

غزل شمارهٔ 345–باز خون دلم از دیده روان خواهد شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 345

7 اشعار

غزل شمارهٔ 345–در ره تو ز دیده پا کردم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 345

7 اشعار

غزل شمارهٔ 346–کدام سر که درین آستانه خاک نشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 346

7 اشعار

غزل شمارهٔ 346–به هیچ مسجد و محراب بی تو رو نکنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 346

7 اشعار

غزل شمارهٔ 347–چو لب به کوزه نهی کوزه نبات شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 347

7 اشعار

غزل شمارهٔ 347–دی تجربة المداد کردم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 347

7 اشعار

غزل شمارهٔ 348–به عزم گشت چو آن نازنین سوار شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 348

7 اشعار

غزل شمارهٔ 348–نه نگاری که دل و جان به غمش یارکنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 348

7 اشعار

غزل شمارهٔ 349–مهر جمالش از دل دیوانه کی شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 349

7 اشعار

غزل شمارهٔ 349–به عزم کعبه سفر گفتم اختیار کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 349

9 اشعار

غزل شمارهٔ 350–زان پیشتر که میکده از ما تهی شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 350

7 اشعار

غزل شمارهٔ 350–تا کی آرام دل بی خبرانت بینم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 350

7 اشعار

غزل شمارهٔ 351–هیچ گه بینم که آن مه مهربان من شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 351

7 اشعار

غزل شمارهٔ 351–نمی خواهم که با کس راز آن پیمان گسل گویم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 351

7 اشعار

غزل شمارهٔ 352–جرمی که رخت ما به حریم فنا کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 352

7 اشعار

غزل شمارهٔ 352–به بزم عشق بتان را چو نام می گویم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 352

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 19
  6. 20
  7. 21
  8. ...
  9. 37
پچھلا صفحہاگلا صفحہ