ساقی بیا که میکده را فتح باب شد
پر کن قدح که دور شه کامیاب شد
در ده شراب ناب که جان و دل حسود
در بزم غم بر آتش حرمان کباب شد
از باده خوش برآ که به کف نیست غیر باد
آن را که جام عیش تهی چون حباب شد
عمری دعای جاه و جلال تو گفته ایم
منت خدای را که همه مستجاب شد
مه را فروغ عاریتی ناپدید گشت
وقت طلوع کوکبه آفتاب شد
هر خانه طرب که بنا کرد مدعی
سیلاب غم رسید و به یک دم خراب شد
جامی به گوش شاه رساندن نه حد ماست
گر خود ز لطف نظم تو در خوشاب شد
زمین
زان گل که اندکی بته مشک ناب شد
بسیار خلق از مژه در خون خضاب شد
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 872
صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 880
در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
ایمان و کفر من همه رود و شراب شد
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 119
از خط صفای روی تو پادر رکاب شد
حسن ترا مقدمه پیچ و تاب شد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4095
تا دیده محو روی تو شد کامیاب شد
شبنم به آفتاب رسید آفتاب شد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4096
آن بخت فتنه جو که تو دیدی به خواب شد
وان دل که بود سخت تر از خاره آب شد
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 158
فارسی متن کا ماخذ: گنجور