صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »جامی / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

1804 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »جامی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 353–طبع مردم سوی خوبان وفاکیش کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 353

7 اشعار

غزل شمارهٔ 353–بیخود فتم هرجا روان آن قد رعنا بنگرم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 353

9 اشعار

غزل شمارهٔ 354–گرنه یار از زلف برقع پیش روی خود کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 354

7 اشعار

غزل شمارهٔ 354–چون خرامان قدت ای سرو دلارا بنگرم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 354

7 اشعار

غزل شمارهٔ 355–بازم کمند شوق به سوی تو می‌کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 355

7 اشعار

غزل شمارهٔ 355–تا کی از گریه پا به گل باشم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 355

7 اشعار

غزل شمارهٔ 356–رخت ز غالیه خط گرد آفتاب کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 356

7 اشعار

غزل شمارهٔ 356–خوشا وقتی که از خود رسته باشیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 356

7 اشعار

غزل شمارهٔ 357–خطت قوت ازان لعل خندان کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 357

7 اشعار

غزل شمارهٔ 357–ساقی بیا که دیگر زین گفت و گو بجانم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 357

7 اشعار

غزل شمارهٔ 358–شب دل سوخته آهی ز سر درد کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 358

7 اشعار

غزل شمارهٔ 358–ز جوش باده چو گرددترانه گو لب خم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 358

7 اشعار

غزل شمارهٔ 359–دردا که عشق یار به دیوانگی کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 359

7 اشعار

غزل شمارهٔ 359–زخط سبز خطان سبزه چون کند شادم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 359

7 اشعار

غزل شمارهٔ 360–هیچ شب بی تو دلم ناله به گردون نکشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 360

7 اشعار

غزل شمارهٔ 360–برخیز تا به جانب گلشن گذر کنیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 360

7 اشعار

غزل شمارهٔ 361–به گلگشت بهار این خاطر ناشاد نگشاید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 361

7 اشعار

غزل شمارهٔ 361–هر دم از کوی تو خواهم من شیدا بروم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 361

7 اشعار

غزل شمارهٔ 362–ماه من تا کمر از موی میان نگشاید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 362

7 اشعار

غزل شمارهٔ 362–برون خرام که تا در ره تو خاک شوم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 362

7 اشعار

غزل شمارهٔ 363–بر من از خوی تو هر چند که بی داد رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 363

7 اشعار

غزل شمارهٔ 363–کردی ز راندگان در خود شماره ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 363

7 اشعار

غزل شمارهٔ 364–نشکسته دلی ز هجر کی از دیده خون رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 364

7 اشعار

غزل شمارهٔ 364–خوش آنکه آینه سان رو به روی آن پسر افتم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 364

7 اشعار

غزل شمارهٔ 365–آنچه از آتش غم با دل غمناک رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 365

7 اشعار

غزل شمارهٔ 365–از نهانخانه وصل تو جدا افتادم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 365

7 اشعار

غزل شمارهٔ 366–در چمن یارم چو با آن لطف و بالا می‌رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 366

7 اشعار

غزل شمارهٔ 366–گر ز بار غم هجر تو به تنگ است دلم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 366

7 اشعار

غزل شمارهٔ 367–بر رخ زردم نه اشک است این که گلگون می‌رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 367

7 اشعار

غزل شمارهٔ 367–ای روشن از فروغ رخت خانه دلم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 367

7 اشعار

غزل شمارهٔ 368–آن ترک شوخ بین که چه مستانه می‌رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 368

7 اشعار

غزل شمارهٔ 368–من بسی خوبان عالم دیده ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 368

7 اشعار

غزل شمارهٔ 369–دوستان بازم عجب کاری فتاد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 369

7 اشعار

غزل شمارهٔ 369–روز مردن کز وصال دوستان دل برکنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 369

7 اشعار

غزل شمارهٔ 370–گر کار دل عاشق با کافر چین افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 370

7 اشعار

غزل شمارهٔ 370–گوهر نایابی و من بهر تو جان می‌کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 370

9 اشعار

غزل شمارهٔ 371–اگر هر شب نه در بستر نم از چشم ترم افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 371

7 اشعار

غزل شمارهٔ 371–چو نیست بخت که شب روی روشنت نگرم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 371

7 اشعار

غزل شمارهٔ 372–چشمم از گریه چو در ورطه خون می‌افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 372

7 اشعار

غزل شمارهٔ 372–عجب دردی‌ست در جانم که درمانش نمی‌دانم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 372

7 اشعار

غزل شمارهٔ 373–تو را هرگز گذر بر جانب گلشن نمی‌افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 373

7 اشعار

غزل شمارهٔ 373–شب خیالت چو شود پردگی منظر چشم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 373

9 اشعار

غزل شمارهٔ 374–روی تو آفتاب را ماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 374

9 اشعار

غزل شمارهٔ 374–ندارم صبر کز روی تو چشم خون فشان بندم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 374

7 اشعار

غزل شمارهٔ 375–اگر ناز و فریب چشم شوخت این چنین ماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 375

7 اشعار

غزل شمارهٔ 375–مرا کی باشد آن یارا که چشم از یار بربندم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 375

7 اشعار

غزل شمارهٔ 376–شد خیال آن خط از دل وان رخ مهوش بماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 376

7 اشعار

غزل شمارهٔ 376–چو ماه من سفری شد وطن نمی خواهم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 376

7 اشعار

غزل شمارهٔ 377–یار رفت از چشم و در دل خارخار او بماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 377

7 اشعار

غزل شمارهٔ 377–شب نیست که از شوق رخت زار نمیرم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 377

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 20
  6. 21
  7. 22
  8. ...
  9. 37
پچھلا صفحہاگلا صفحہ