صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 370

غزل شمارهٔ 370

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انمیکنم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گوهر نایابی و من بهر تو جان می‌کنم

کان تو جان است و چون جان می‌کنم کان می‌کنم

2

بر لب تو دست سودم دی نه دندان وین زمان

می‌کنم زان یاد و دست خود به دندان می‌کنم

3

در دل عشاق پیکان تو گم شد وین همه

سینه خود را به ناخن بهر پیکان می‌کنم

4

بی‌تو ویران به جهان گر زان که دستم می‌دهد

خشت مهر و ماه ازین فیروزه ایوان می‌کنم

5

می‌خورم بر دل خدنگت جان غمگین می‌دهم

شاخ دولت می‌نشانم بیخ حرمان می‌کنم

6

می‌کنم آماده کحل دیده و عطر کفن

از درت خاکی که شب پنهان ز دربان می‌کنم

7

گو اجل جیبم بدر پیوند عمر من بس است

رشته پیراهنت کز طرف دامان می‌کنم

8

اره بر سر بوده‌ام عمری که اکنون گاه‌گاه

شانه‌سان تاری ازان زلف پریشان می‌کنم

9

می‌کنم یک یک ورق دیوان جامی را شمار

هرچه می‌بینم نه در وصفت ز دیوان می‌کنم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روز مردن کز وصال دوستان دل برکنم

از همه آسان ولیکن از تو مشکل برکنم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 369

اگلی نظم

چو نیست بخت که شب روی روشنت نگرم

فروغ شمع فتاده به روزنت نگرم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 371

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

منزل عشقت که من پوشیده در جان می‌کنم

رخ گواهی می‌دهد، هرچند پنهان می‌کنم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1333

بس که در شغل ندامت روز و شب جان می‌کنم

گر نگین پیدا کنم نقشش به دندان می‌کنم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2285

خاک را از آب روی خود گلستان می‌کنم

قطره‌ای تا در بساطم هست طوفان می‌کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5420

گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می‌کنم

ترک سر زین رهگذر بر خویش آسان می‌کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5421

چشم می‌پوشم نظر بر روی جانان می‌کنم

در وصال از دوربینی مشق هجران می‌کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5422

این دل پر درد را چندان که درمان می‌کنم

گوییا یک درد را بر خود دو چندان می‌کنم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 576

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور