صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »جامی / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

1804 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »جامی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 378–مرا ز مایه سودا امید سود نماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 378

7 اشعار

غزل شمارهٔ 378–آن عید جان کجاست که قربان او شویم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 378

7 اشعار

غزل شمارهٔ 379–گرچه پیش تو مرا هیچ ره و روی نماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 379

7 اشعار

غزل شمارهٔ 379–عقل می گفت که چند است صفات تو و چون

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 379

9 اشعار

غزل شمارهٔ 380–خاطر خوبان به صید اهل دل مایل نماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 380

7 اشعار

غزل شمارهٔ 380–نیست جز رشته جان آن لب باریک و دهان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 380

7 اشعار

غزل شمارهٔ 381–کسی کو شب به بالین من بیمار می‌گردد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 381

8 اشعار

غزل شمارهٔ 381–جان شیرین است گفتم آن دولب گفت آن دهان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 381

7 اشعار

غزل شمارهٔ 382–نمی خواهم که با من هیچ یاری همنشین گردد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 382

7 اشعار

غزل شمارهٔ 382–رفتی و دیده ام به وداع تو خون فشان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 382

7 اشعار

غزل شمارهٔ 383–رسید قاصد و درجی ز مشک ناب آورد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 383

9 اشعار

غزل شمارهٔ 383–ای رخ تو جنت اهل یقین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 383

7 اشعار

غزل شمارهٔ 384–سحر نسیم صبامژده حبیب آورد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 384

7 اشعار

غزل شمارهٔ 384–خوانی کشیده عشق سزاوار آفرین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 384

12 اشعار

غزل شمارهٔ 385–مهی که حسن خطش بر بتان شکست آورد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 385

7 اشعار

غزل شمارهٔ 385–ساقی برآمد ابر بهاران

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 385

7 اشعار

غزل شمارهٔ 386–یاد آن مطرب که ما را هر چه بود از یاد برد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 386

7 اشعار

غزل شمارهٔ 386–ای در غمت انگشت نما سبحه شماران

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 386

7 اشعار

غزل شمارهٔ 387–آهوی چشم تو دل شیران دین برد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 387

7 اشعار

غزل شمارهٔ 387–عنایتی نکند یار نازنین با من

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 387

7 اشعار

غزل شمارهٔ 388–کو صبا تا ره به سرو خوش خرام من برد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 388

7 اشعار

غزل شمارهٔ 388–بیا جانا که تنگ آمد ز هجرانت جهان بر من

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 388

7 اشعار

غزل شمارهٔ 389–نه پیکی که از ما پیامش برد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 389

7 اشعار

غزل شمارهٔ 389–دارند جمع ما را خوبان مو پریشان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 389

7 اشعار

غزل شمارهٔ 390–یار جستم که غم از خاطر غمگین ببرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 390

9 اشعار

غزل شمارهٔ 390–ای از تو به خون دل رنگین چو گلم دامان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 390

7 اشعار

غزل شمارهٔ 391–لبم از خاک پات می گوید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 391

7 اشعار

غزل شمارهٔ 391–گر یار ما را پروای یاران

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 391

7 اشعار

غزل شمارهٔ 392–دل قدت را بلاست می‌گوید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 392

7 اشعار

غزل شمارهٔ 392–درین راهم گشادی نیست چندان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 392

8 اشعار

غزل شمارهٔ 393–با تو آن کس که ز هر جا سخنی می گوید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 393

7 اشعار

غزل شمارهٔ 393–امشب افتاده ست شوری در میان عاشقان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 393

9 اشعار

غزل شمارهٔ 394–با تو آنان که حدیث چو منی می گویند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 394

7 اشعار

غزل شمارهٔ 394–گنج خوشی است کنج خرابات عاشقان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 394

9 اشعار

غزل شمارهٔ 395–لبم از شعله شوق آبله پر خون زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 395

7 اشعار

غزل شمارهٔ 395–زآب چشم کوهکن کان لاله گون آمد برون

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 395

7 اشعار

غزل شمارهٔ 396–آن کج کله چو کاکل گلبوی شانه زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 396

7 اشعار

غزل شمارهٔ 396–مگو چو لب بگشایی که خنده برشکر است این

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 396

7 اشعار

غزل شمارهٔ 397–یار کز ساعد آستین بر زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 397

7 اشعار

غزل شمارهٔ 397–چون نهم سر در رهت یعنی که خاک پاست این

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 397

7 اشعار

غزل شمارهٔ 398–تو را چو مشک تر از برگ یاسمین خیزد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 398

7 اشعار

غزل شمارهٔ 398–آن نازنین جوان را میل شکار جان بین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 398

7 اشعار

غزل شمارهٔ 399–چو مست من ز خمار شبانه برخیزد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 399

7 اشعار

غزل شمارهٔ 399–بیا ای همچو گل رنگین تو را دامن به خون من

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 399

7 اشعار

غزل شمارهٔ 400–جان بخشد از لب کشته را وانگه به خون فرمان دهد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 400

7 اشعار

غزل شمارهٔ 400–بیا بر آستان خود ببین روی نیاز من

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 400

7 اشعار

غزل شمارهٔ 401–می رسد باد صبا وز یار یادم می دهد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 401

7 اشعار

غزل شمارهٔ 401–نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 401

7 اشعار

غزل شمارهٔ 402–گفتم از تو بر دلم هر دم کم از صد غم مباد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 402

7 اشعار

غزل شمارهٔ 402–چین در جبین فکنده گذشتی به سوی من

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 402

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 21
  6. 22
  7. 23
  8. ...
  9. 37
پچھلا صفحہاگلا صفحہ