صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 392

غزل شمارهٔ 392

شاعر: جامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

درین راهم گشادی نیست چندان

که منزل دور و زادی نیست چندان

2

ز هر سو رهزنانند ایستاده

مجال ایستادی نیست چندان

3

شب اندوه هجران دیدگان را

امید بامدادی نیست چندان

4

بکن با نامردان هرچه خواهی

که اینان را مرادی نیست چندان

5

به تیغ افتراق از جان بریدیم

چو با مات اتحادی نیست چندان

6

به زهد خویش مغرور است زاهد

به عشقش اعتقادی نیست چندان

7

صلاح کار جز معشوق و می نیست

درین دعوی فسادی نیست هجران

8

به تیغ عشق جامی کشته شو زود

که بر عمر اعتقادی نیست چندان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر یار ما را پروای یاران

زین گونه باشد ای وای یاران

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 391

اگلی نظم

امشب افتاده ست شوری در میان عاشقان

گویی آن کان نمک شد میهمان عاشقان

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 393

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چه چیزست آن رونده تیرک خرد؟

چه چیزست آن پلالک تیغ بران؟

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 96

ز زخم دف کفم بدرید ای جان

چه بستی کیسه را دستی بجنبان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1901

شنیدی تو که خط آمد ز خاقان

که از پرده برون آیند خوبان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1903

اگر گویندش اندر نار جاوید

بخواهی ماند با فرعون و هامان

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 176

بگذر ای غافل ز یاد این و آن

یاد حق کن تا بمانی جاودان

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 207

عنصری - رحمه الله تعالی - مقدم شعرای عصر خود بوده است و وی را یمین الدوله محمود سبکتگین به نظر قبول ملاحظات فرموده و سخنان وی است این دو بیت در مدح:

تو آن شاهی که اندر شرق و در غرب

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 5 - عنصری

تو در پرده نهان ای کعبه جان

ز شوقت عالمی رو در بیابان

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 716

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور