شاعر: سعدی
اگر گویندش اندر نار جاوید
بخواهی ماند با فرعون و هامان
چنان سختش نیاید صاحب جاه
که گویندش مرو فردا به دیوان
دو بهر از دینش ار معدوم گردد
نیاید در ضمیرش هیچ نقصان
برآید جانش از محنت به بالا
گر از رسمش به زیر آید منی نان
زمین
عنصری - رحمه الله تعالی - مقدم شعرای عصر خود بوده است و وی را یمین الدوله محمود سبکتگین به نظر قبول ملاحظات فرموده و سخنان وی است این دو بیت در مدح:
تو آن شاهی که اندر شرق و در غرب
جامیبهارستانروضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)بخش 5 - عنصری
درین راهم گشادی نیست چندان
که منزل دور و زادی نیست چندان
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 392
تو در پرده نهان ای کعبه جان
ز شوقت عالمی رو در بیابان
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 716
چه چیزست آن رونده تیرک خرد؟
چه چیزست آن پلالک تیغ بران؟
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 96
ز زخم دف کفم بدرید ای جان
چه بستی کیسه را دستی بجنبان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1901
شنیدی تو که خط آمد ز خاقان
که از پرده برون آیند خوبان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1903
بگذر ای غافل ز یاد این و آن
یاد حق کن تا بمانی جاودان
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 207
فارسی متن کا ماخذ: گنجور