صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 384

غزل شمارهٔ 384

شاعر: جامی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ین

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خوانی کشیده عشق سزاوار آفرین

بسم الله ای حریف گدا خوی ده نشین

2

از فیض خاص و عام عجب خرمنی نهاد

کاعیان کاینات ازانند خوشه چین

3

اورا سزد سپاس که هستند جاودان

هم اولین غریق نوالش هم آخرین

4

پیرایه توان همه اوست روز کسب

سرمایه جزای همه اوست یوم دین

5

هم فیض اوست در همه آفاق مستفیض

هم نور اوست در همه ذرات مستبین

6

تعبیر ازو به صیغه غایب چرا کنم

زینسان که شد مشاهد او دیده یقین

7

ای آنکه جز وجود تو مشهود مرد نیست

آنجا که هست دیده توحید تیزبین

8

در عشق تو فنا شدن «ایاک نعبد» است

بعد از فنا بقا به تو «ایاک نستعین »

9

چون هادی صراط تویی «اهدنا الصراط »

یعنی به سوی خود بنما راه راستین

10

فرق فقط نتیجه قهری بود عظیم

جمع فحسب حکم ضلالی بود مبین

11

ما را به جمع تفرقه و جمع ره نمای

محجوب ازین به آن نه و محروم ازان به این

12

آمین بگوی جامی و فانی شو اندر آن

گر خواهی این دعا به اجابت شود قرین

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای رخ تو جنت اهل یقین

لعل تو سرچشمه ماء معین

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 383

اگلی نظم

ساقی برآمد ابر بهاران

شد سبزه و گل خرم ز باران

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 385

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین

با هر که نیست عاشق کم گوی و کم نشین

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 102

مستی و عاشقی و جوانی و جنس این

آمد بهار خرم و گشتند همنشین

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2046

با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین

با آنک نیست عاشق یک دم مشو قرین

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2053

هان ای نهاده تیر جفا در کمان حکم

اندیشه کن ز ناوک دلدوز در کمین

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 185

کردم ز دیده پای، سوی مشهد حسین

هست این سفر به مذهب عشاق فرضِ عین

جامی»دیوان اشعار»سایر اشعار»شمارهٔ 4 - فی منقبت سیدالشهداء سلام الله علیه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور