صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 358

غزل شمارهٔ 358

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: م

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ز جوش باده چو گرددترانه گو لب خم

درآن ترانه کنم صوفیانه خود را گم

2

چو آن ترانه ام از خویشتن تهی سازد

عجب مدار چو پیمانه گر جهم در خم

3

تو گنج حسنی و گرد تو اژدهای فلک

به قصد پاس تو زاغیار سرنهاده به دم

4

به راه رخش تو سر پر خمار افتاده

بود خمار مرا بشکند به کاسه سم

5

اگر فروغ جمالت رسد به صبح نخست

فراغتی بود آفاق را ز صبح دوم

6

تویی به لطف پری بل کزان لطیفتری

که داد جلوه خدایت به صورت مردم

7

به رشح خامه جامی نظرگشا کاینجاست

که سر همی زند از نیم قطره صد قلزم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ساقی بیا که دیگر زین گفت و گو بجانم

یکدم ز ساغر می نه مهر بر دهانم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 357

اگلی نظم

زخط سبز خطان سبزه چون کند شادم

دهد شکوفه ز موی سفید خود یادم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 359

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به هر زمین که خبر گیری از سواد عدم

فتاده نامهٔ ما سر به مُهر نقش قدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1951

زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم

مثال چنگ بود آدمی نه بیش و نه کم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1739

خدای را چه توان گفت شکر فضل و کرم

بدین نظر که دگرباره کرد بر عالم

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 38 - در تهنیت اتابک مظفرالدین سلجوقشاه ابن سلغر

کجایی ای همه هوشت به سوی طبل و علم

چرا نباری بر رخ ز دیده آب ندم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 106 - در موعظه و نصیحت ابنای زمان

نماز شام من و دوست خوش نشسته بهم

گرفته دامن شادی شکسته گردن غم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 109

شراب لعل بده ساقیا که یک دو سه دم

رهم ز شغل سیه کاری دوات و قلم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 220

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور