صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »خاتمة الحیات
  4. »غزلیات

باب

غزلیات

نظمیں

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »جامی
  3. »دیوان اشعار
  4. »خاتمة الحیات
  5. »غزلیات

غزل شمارهٔ 101–نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 101

7 اشعار

غزل شمارهٔ 102–عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 102

7 اشعار

غزل شمارهٔ 103–شبم ز مرغ چمن این نوا به گوش آمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 103

7 اشعار

غزل شمارهٔ 104–خطت از لعل آتشگون برآمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 104

7 اشعار

غزل شمارهٔ 105–به بزم گل ز لبت جام را چو کام بر آمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 105

7 اشعار

غزل شمارهٔ 106–یار به کف ساغر شراب درآمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 106

7 اشعار

غزل شمارهٔ 107–رخنه ز غم در دل خراب درآمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 107

7 اشعار

غزل شمارهٔ 108–گهی که از درم آن ترک شوخ شنگ درآید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 108

7 اشعار

غزل شمارهٔ 109–هر آفتاب که از مطلع جمال برآید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 109

7 اشعار

غزل شمارهٔ 110–پریوشی که به رخ رسم دلبری داند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 110

7 اشعار

غزل شمارهٔ 111–دلم به ماه تمام از رخت عبارت کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 111

9 اشعار

غزل شمارهٔ 112–ای خوش آنان که خم طره یاری گیرند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 112

7 اشعار

غزل شمارهٔ 113–باده چون بی غش و ساقی چو پریوش باشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 113

7 اشعار

غزل شمارهٔ 114–سفر خوش است اگر یار همسفر باشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 114

7 اشعار

غزل شمارهٔ 115–ز بس آه غمت زین جان آتشناک خواهم زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 115

7 اشعار

غزل شمارهٔ 116–چو ترک سرکشم بر عزم میدان پشت زین گیرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 116

9 اشعار

غزل شمارهٔ 117–چون صبا شانه درآن طره خم در خم زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 117

7 اشعار

غزل شمارهٔ 118–هر شیشه می با تو چو در محفلم افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 118

7 اشعار

غزل شمارهٔ 119–به باغ لاله و گل رونق بهارانند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 119

7 اشعار

غزل شمارهٔ 120–صبحدم دردکشان نقب به میخانه زدند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 120

9 اشعار

غزل شمارهٔ 121–آن که تیغ مهر او در سینه صد چاکم زند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 121

7 اشعار

غزل شمارهٔ 122–دل دید لبت وز دو جهان بی خبر افتاد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 122

9 اشعار

غزل شمارهٔ 123–برهنگان چمن باز سبزپوش شدند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 123

7 اشعار

غزل شمارهٔ 124–چو رند خط به حریفان دردخواره نویسد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 124

7 اشعار

غزل شمارهٔ 125–خوبرویان جهان رسم وفا نشناسند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 125

7 اشعار

غزل شمارهٔ 126–بر دل عاشق چو زخم از نشتر خاری رسد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 126

7 اشعار

غزل شمارهٔ 127–دوستان از ناله زارم صدایی بشنوید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 127

7 اشعار

غزل شمارهٔ 128–منم امروز حریف قدح آشامی چند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 128

7 اشعار

غزل شمارهٔ 129–چو خندان جام می کام از لب لعل تو بردارد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 129

7 اشعار

غزل شمارهٔ 130–گر روی بی تو مرا داغ جگر تازه شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 130

7 اشعار

غزل شمارهٔ 131–چون رسوم شاهی از دور فلک بنیاد شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 131

9 اشعار

غزل شمارهٔ 132–دي چو به بوستان تو را جا به کنار آب شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 132

7 اشعار

غزل شمارهٔ 133–بر سر از چتر مرصع سایه ات می گستردند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 133

7 اشعار

غزل شمارهٔ 134–ز آب حیات مشک خطا را سرشته‌اند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 134

7 اشعار

غزل شمارهٔ 135–اشکم به گلو گر ره فریاد نبندد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 135

7 اشعار

غزل شمارهٔ 136–بر لبم تا نفسی می رود و می آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 136

7 اشعار

غزل شمارهٔ 137–چو یار زلف معنبر نبندد و نگشاید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 137

7 اشعار

غزل شمارهٔ 138–حیفم آید ز خدنگ تو که بر خاک افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 138

7 اشعار

غزل شمارهٔ 139–دل خون و جگر پرخون بار دگرم شب شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 139

9 اشعار

غزل شمارهٔ 140–عاشقان از خطت چو یاد کنند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 140

9 اشعار

غزل شمارهٔ 141–از سرو قدت کج نظران را چه گشاید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 141

7 اشعار

غزل شمارهٔ 142–هر شبم بی تو به صد غم بگذرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 142

7 اشعار

غزل شمارهٔ 143–کی بود کی که شب محنت من روز شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 143

7 اشعار

غزل شمارهٔ 144–از تنت گر قبا گشاده شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 144

7 اشعار

غزل شمارهٔ 145–رخت که بر مه رخشان خطی ز نیل کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 145

7 اشعار

غزل شمارهٔ 146–مدت رفتن آن مه به سفر دیر کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 146

7 اشعار

غزل شمارهٔ 147–کس رخت را چو گل نظاره نکرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 147

7 اشعار

غزل شمارهٔ 148–چون قدح کز شراب پر گردد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 148

7 اشعار

غزل شمارهٔ 149–داغ هجرم لب خشک از مژه تر می‌سازد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 149

7 اشعار

غزل شمارهٔ 150–دلم از رشک صبا می لرزد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 150

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  6. 6
پچھلا صفحہاگلا صفحہ