صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات

باب

غزلیات

نظمیں

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »جامی
  3. »دیوان اشعار
  4. »فاتحة الشباب
  5. »غزلیات

غزل شمارهٔ 951–می زد صفیر شوق خزان دیده بلبلی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 951

7 اشعار

غزل شمارهٔ 952–زهی دور زلفت به هر چین دلی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 952

7 اشعار

غزل شمارهٔ 953–به هر زمین که نشانی ز خیمه لیلی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 953

7 اشعار

غزل شمارهٔ 954–سر تا به قدم غرقه دریای زلالی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 954

7 اشعار

غزل شمارهٔ 955–ای مظهر حسن لایزالی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 955

8 اشعار

غزل شمارهٔ 956–ز مشک تر خطی داری و خالی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 956

7 اشعار

غزل شمارهٔ 957–ای باغ حسن را جمال تو خرمی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 957

7 اشعار

غزل شمارهٔ 958–دارند جان و دل به تو هر یک تظلمی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 958

5 اشعار

غزل شمارهٔ 959–ارید بسط غرامی الیک بعد سلامی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 959

8 اشعار

غزل شمارهٔ 960–سینه روزن روزن است از ناوک صیدافکنی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 960

7 اشعار

غزل شمارهٔ 961–آخر ای سرو خرامان ز کدامین چمنی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 961

7 اشعار

غزل شمارهٔ 962–ای مرا از عشق تو در کار خود حیرانیی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 962

7 اشعار

غزل شمارهٔ 963–خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 963

7 اشعار

غزل شمارهٔ 964–وقت گل می و مطرب دولتیست تا دانی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 964

7 اشعار

غزل شمارهٔ 965–تو شمع مجلس انسی و شاه عالم جانی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 965

7 اشعار

غزل شمارهٔ 966–هر چند ز چشم ما نهانی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 966

5 اشعار

غزل شمارهٔ 967–ای فتنه چشم تو جهانی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 967

7 اشعار

غزل شمارهٔ 968–به کوی می فروشان خرده بینی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 968

9 اشعار

غزل شمارهٔ 969–نی کیست همدمی شده از خویشتن تهی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 969

7 اشعار

غزل شمارهٔ 970–به فکرت خواستم کز سر وحدت یابم آگاهی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 970

7 اشعار

غزل شمارهٔ 971–ز چشمت چشم آن دارم که گاهی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 971

7 اشعار

غزل شمارهٔ 972–هر نازنین که بینم جولان کنان به راهی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 972

7 اشعار

غزل شمارهٔ 973–ای که در پرده به بازار جهان می آیی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 973

8 اشعار

غزل شمارهٔ 974–هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 974

7 اشعار

غزل شمارهٔ 975–عجب مطبوع و موزونی عجب زیبا و رعنایی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 975

9 اشعار

غزل شمارهٔ 976–دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 976

9 اشعار

غزل شمارهٔ 977–ای ز خاک قدمت چشم مرا بینایی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 977

9 اشعار

غزل شمارهٔ 978–شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 978

7 اشعار

غزل شمارهٔ 979–گر بدانی که چها می کشم از درد جدایی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 979

6 اشعار

غزل شمارهٔ 980–از سبزه بر گل خط می فزایی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 980

7 اشعار

غزل شمارهٔ 981–سینه ام را چاک کن وآنجا درآی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 981

5 اشعار

غزل شمارهٔ 982–هر سر مو بر دل من گر زبانی داشتی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 982

7 اشعار

غزل شمارهٔ 983–گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستی!

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 983

آڈیو
6 اشعار

غزل شمارهٔ 984–در دل چاکم درون از چشم روشن آمدی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 984

7 اشعار

غزل شمارهٔ 985–کاش من بیدل از سگان تو بودی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 985

5 اشعار

غزل شمارهٔ 986–من آواره را گر دل به جای خویشتن بودی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 986

7 اشعار

غزل شمارهٔ 987–شنیده ام که به گلچهره ای نظر داری

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 987

7 اشعار

غزل شمارهٔ 988–اگر چه در لب جانبخش انگبین داری

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 988

7 اشعار

غزل شمارهٔ 989–ز شهر تن نکنی دل به ملک جان نرسی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 989

7 اشعار

غزل شمارهٔ 990–ای غمت آرزوی جان کسی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 990

8 اشعار

غزل شمارهٔ 991–ای سرشک من ز لعلت با می گلگون یکی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 991

7 اشعار

غزل شمارهٔ 992–ای دو چشمت در ستیز و کین یکی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 992

7 اشعار

غزل شمارهٔ 993–خیل بتان برون ز شمار است و شه یکی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 993

7 اشعار

غزل شمارهٔ 994–بر سر آن کو سر من خاک بودی کاشکی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 994

5 اشعار

غزل شمارهٔ 995–قسم به صفوت جام و صفای جوهر می

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 995

7 اشعار

غزل شمارهٔ 996–ای به بالا همانک می دانی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 996

7 اشعار

غزل شمارهٔ 997–آسوده دلا حال دل زار چه دانی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 997

7 اشعار

غزل شمارهٔ 998–با همه سنگدلان ساغر گلرنگ زنی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 998

7 اشعار

غزل شمارهٔ 999–گاهی ز هجر چشم مرا خون فشانی کنی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 999

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1000–تا کیم خاطر آسوده به غم رنجه کنی

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 1000

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 19
  6. 20
  7. 21
پچھلا صفحہاگلا صفحہ