جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»غزلیات»غزل شمارهٔ 983غزل شمارهٔ 983شاعر: جامیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ارکیستیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، فهیمه فیروزبختآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفتی بگوی عاشق و بیمار کیستی!من عاشق توام تو بگو یار کیستی؟2نقل کریںبستی میان به فتنه کشیدی ز غمزه تیغجانم فدات در پی آزار کیستی؟3نقل کریںدارم دلی ز هجر تو هر دم فگارترتا خود تو مرهم دل افگار کیستی!4نقل کریںهر شب من و خیال تو و کنج محنتیتو با کهای و مونس و غمخوار کیستی؟5نقل کریںتا چند گرد کوی تو گردم گهی بپرسکاین جا چه می کنی و طلبکار کیستی!6نقل کریںجامی مدار چشم خلاصی ز قید عشقاندیشه کن ببین که گرفتار کیستی!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر سر مو بر دل من گر زبانی داشتیاز غم عشق تو فریاد و فغانی داشتیجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 982اگلی نظمدر دل چاکم درون از چشم روشن آمدیخانه در باز و تو همچون مه ز روزن آمدیجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 984آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیفهیمه فیروزبختآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر سر مو بر دل من گر زبانی داشتیاز غم عشق تو فریاد و فغانی داشتیجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 982
اگلی نظمدر دل چاکم درون از چشم روشن آمدیخانه در باز و تو همچون مه ز روزن آمدیجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 984