وزن کے تحت کتاب
یہ صفحہ صرف وزنِ مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 65 - بمن فی العشق مات و حی فیه
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 66 - نیازمندی در حضرت بی نیازی که دماغ مختل بندگان را از گلشن یحبهم و یحبونه بوی بخشیده
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 67 - نعت کامل جمالی که سر ناخنی از حسنش یک بدر را دو هلال گردانید، صلی الله علیه و آله و سلم
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 68 - صفت معراج صاحبدلی، که از دو نون قاب قوسین، یک دائره میم محبت بنگاشت
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 69 - مدح شیخی در آئینهٔ صفا مثالی است از ذات محمد مصطفی با لعین نه بلعکس
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 70 - ستایش خلیفهٔ شائیسته علاء الدین محمد ثبته الله تعالی علی دین محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 71 - عرض صحیفهٔ طولانی نصیحت، پیش ضمیر ملهم سلطان، که نسخهایست صحیح از لوح محفوظ حفظ الله تعالی عن التلویح السو
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 72 - سرگذشت
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 73 - در سبب نظم این جواهر که زمرد وصف خضر خان واسطهٔ عقد اوست
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 74 - قلم زدن نخست در شرح تیغ زدن جمهور سلاطین ماضیهٔ دهلی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 75 - داستان در حک کردن نقش کفر به پلارک چند از دیباچه عشق خضر خان که شاهی از سواد هندوستان و حرفی خان خانان بود
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 76 - آغاز انشعاب عشقهٔ عشق خضر خان از شاخ سبز و تر دول رانی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 77 - گرم شدن چشم «دول رانی» در روی شمس الحق و الدین خضر خان و از تاب مهر، آب در چشمش گشتن، و مهربان گشتن آن چشمهٔ مهر، بران نیلوفر هندی، و چون شعاع خورشید، از صفر ابر زمین افتادن
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 78 - صفت ماهتابی که پیش از مهر روشن پردهٔ ابر حیا بر رو کشیده
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 79 - صفت بهار، و گلگشت شجرهٔ بلند بالش مملکت والا خضر خان طوبی له، در باغ بهشت آسا، و بسوی گلهای کرنه گذشتن، و بوی دوست باز یافتن، و هوش به باد دادن
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 80 - جدائی افگندن تیغ زبان بد گویان میان عاشق و معشوق، و روان شدن دول رانی از خانهٔ دولت سوی کشک لعل، و در فراق خضر خان، از دود آه، کوشک لعل را سیاه گردانیدن
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 81 - صفت آرایش شهر و کشور، چون عروس، از برای تزویج شاه و شاهزادهٔ بی جفت، خضرخان، زادت خضره راسه، و شاهت وجه العدو بباسه!
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 82 - صفت داغهای جدائی، که دود از نهاد آن دو آتش زده فراق براورده
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 83 - صفت شب سیاه هجران، که خضرخان را در کوشک جهان نمای جهان غم نمود، و دولرانی در قصر لعل غرق خوناب بود، و افروخته شدن شمع مراد آن دو محترق هم از آتش دل ایشان، و روشنائی در کار ایشان پدید گشتن
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 84 - رسیدن خضر خان بادلدانی، و با او چون بخت خویش با دولت جفت گشتن
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 85 - خراب گشتن مجلس خانی از گردش دور مدام، و خفتن بخت بیدار خضر خان، به پریشانی این دولت در واقعه دیدن و تعبیر آن خواب پریشان از دل خسرو خستن
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 86 - راز نامه عتاب آمیز ظل الله سوی شمس الحق خضر خان
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 87 - عزم سلطان عالم سوی عالم دیگر، و سلب کردن کافور مجبوب رجولیت فحول ملک و به روشنائی در چشم ملوک نشستن، و دیده قرة العین علائی را، کافور وام گردانیدن، و در آن قصاص، دیده و سر به هم باد دادن!
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 88 - کشیدن اجل، شمشیر الوقت سیف قاطع، بر سر تاجوران سر پر، و شهادت آن بهشتیان بر دست زبانی چند، و گزاردن تیغ بر سر ایشان به خبر مشهور، که «السیف محاء الذنوب»
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 89 - بخشیدن برکت و یمن، فرزند یمینالدین مبارک را، ازین پند نامه میمون، تا در نقش این پند فرو شود، و از بند نفس بیرون آید!
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 90 - در اختتام این سواد پر از آب زندگانی، که ماجرای دول رانی و خضرخان است ، خصصهما الله به عمر الخضر
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 91 - حکایت
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 97 - حدیث عهد و پیمان لشکر غازی، که در کام نهنگ اندر روند و دیدهٔ اژدر!
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 98 - مصاف اول غازی ملک با لشکر دهلی به باد حملهای زیر و زبر کردن چنان لشکر
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 99 - حدیث بخشش جان و نوازش از ملک غازی مسلمانان دهلی را به لطف بی حد و بی مر
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ 100 - جلوس شه غیاث الدین و دنیا تغلق غازی فراز تخت سلطانی چو افریدون و اسکندر
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 1 - سرآغاز
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 2 - در توحید
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 3 - مناجات
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 4 - وصف معراج نبی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 5 - در فضیلت عشق
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 6 - آغاز داستان
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 7 - گریختن خسرو از مداین
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 8 - رسیدن خسرو به شیرین در شکارگاه
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 9 - اظهار عشق کردن خسرو به شیرین
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 10 - آگاه کردن خسرو شیرین را از قصد سفر خود به سوی قیصر روم
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 11 - یاری خواستن خسرو از قیصر و لشکر کشی او به مداین و شکست خوردن بهرام چوبینه
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 12 - وفات مریم
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 13 - عشرت کردن خسرو و شیرین بر لب شهر و دو افسانه گفتن آنان
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 14 - عقد بستن دختران با پسران به فرمان خسرو
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 15 - پاسخ شیرین به خسرو
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 16 - نصیحت کردن شاپور به خسرو و دلالت کردن او را به شکر
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 17 - رفتن خسرو به اصفهان به هوای شکر
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 18 - غزل سرائی شکر در مجلس خسرو
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش 19 - بردن شکر خسرو را به خانهٔ خویش به مهمانی