صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 72 - سرگذشت

شمارهٔ 72 - سرگذشت

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شه آن را دان که گفت از جان آزاد

به ترک بخل و خشم لهو و بیداد

2

شهی کش چارترکش در کله نیست

بباید ترک او گفتن که شه نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گرفتن سهل باشد، این جهان را

کلید آن جهان، باید شهان را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 71 - عرض صحیفهٔ طولانی نصیحت، پیش ضمیر ملهم سلطان، که نسخه‌ایست صحیح از لوح محفوظ حفظ الله تعالی عن التلویح السو

اگلی نظم

مبارک بامدادی کاختر روز

شد از نور مبارک گیتی افروز

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 73 - در سبب نظم این جواهر که زمرد وصف خضر خان واسطهٔ عقد اوست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شبی در مسجد جامع مصر آتش افتاد و بسوخت، مسلمانان را توهم آن شد که آن را نصارا کرده اند به مکافات آن آتش در خانه های ایشان انداختند.

سلطان مصر جماعتی را که آتش در خانه های ایشان انداخته بودند بگرفت و در یک جا جمع کرد و بفرمود تا به عدد ایشان رقعه ها نوشتند، در بعضی کشتن و در بعضی دست بریدن و در بعضی تازیانه زدن، و آن رقعه ها را بر ایشان افشاندند، بر هرکس هر رقعه که افتاد با وی به مضمون آن معامله کردند.

جامی»بهارستان»روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)»بخش 11

گروهی حکما به حضرتِ کسریٰ در، به مصلحتی سخن همی‌ گفتند و بزرگمهر که مهترِ ایشان بود خاموش.

گفتندش: چرا با ما در این بحث سخن نگویی؟

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 38

پسر گفتش که درویشی بسیار

بسی باشد که آرد کافری بار

عطار»الهی نامه»بخش بیستم»المقالة العشرون

پدر بگشاد الماس زبان را

بسفت آنگه گهرهای بیان را

عطار»الهی نامه»بخش دوازدهم»جواب پدر

ندانستم که اهلیت گناهست

ایا این ره که می پویم چه راهست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 162

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور