صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 162

غزل شمارهٔ 162

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ندانستم که اهلیت گناهست

ایا این ره که می پویم چه راهست

2

ز جور روزگار و طعن دشمن

جهان بیش جهان بینم سیاهت

3

نه هر مردی تواند کرد مردی

سوار شیر دل پشت سپاهست

4

کسان را بر در هر کس پناهی

مرا بر درگه لطفش پناهست

5

اگر آهی کشم درهم کشد روی

مگر آیینه را تندی ز آهست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نگارا، روز عیش و شادمانیست

هوای سبزه و صوت و اغانیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 161

اگلی نظم

بیا ساقی که ایام بهار است

سمن مست است و نرگس در خمار است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 163

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شبی در مسجد جامع مصر آتش افتاد و بسوخت، مسلمانان را توهم آن شد که آن را نصارا کرده اند به مکافات آن آتش در خانه های ایشان انداختند.

سلطان مصر جماعتی را که آتش در خانه های ایشان انداخته بودند بگرفت و در یک جا جمع کرد و بفرمود تا به عدد ایشان رقعه ها نوشتند، در بعضی کشتن و در بعضی دست بریدن و در بعضی تازیانه زدن، و آن رقعه ها را بر ایشان افشاندند، بر هرکس هر رقعه که افتاد با وی به مضمون آن معامله کردند.

جامی»بهارستان»روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)»بخش 11

گروهی حکما به حضرتِ کسریٰ در، به مصلحتی سخن همی‌ گفتند و بزرگمهر که مهترِ ایشان بود خاموش.

گفتندش: چرا با ما در این بحث سخن نگویی؟

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 38

پسر گفتش که درویشی بسیار

بسی باشد که آرد کافری بار

عطار»الهی نامه»بخش بیستم»المقالة العشرون

پدر بگشاد الماس زبان را

بسفت آنگه گهرهای بیان را

عطار»الهی نامه»بخش دوازدهم»جواب پدر

شه آن را دان که گفت از جان آزاد

به ترک بخل و خشم لهو و بیداد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 72 - سرگذشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور