صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش بیستم
  4. »المقالة العشرون

المقالة العشرون

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

پسر گفتش که درویشی بسیار

بسی باشد که آرد کافری بار

2

بزر چون دین و دنیا می‌شود راست

ز حق هم کیمیا هم زر توان خواست

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

پدر گفتش که چون زر سایه افکند

ترا از گوهر و از پایه افکند

عطار»الهی نامه»بخش بیستم»جواب پدر

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شه آن را دان که گفت از جان آزاد

به ترک بخل و خشم لهو و بیداد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 72 - سرگذشت

ندانستم که اهلیت گناهست

ایا این ره که می پویم چه راهست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 162

شبی در مسجد جامع مصر آتش افتاد و بسوخت، مسلمانان را توهم آن شد که آن را نصارا کرده اند به مکافات آن آتش در خانه های ایشان انداختند.

سلطان مصر جماعتی را که آتش در خانه های ایشان انداخته بودند بگرفت و در یک جا جمع کرد و بفرمود تا به عدد ایشان رقعه ها نوشتند، در بعضی کشتن و در بعضی دست بریدن و در بعضی تازیانه زدن، و آن رقعه ها را بر ایشان افشاندند، بر هرکس هر رقعه که افتاد با وی به مضمون آن معامله کردند.

جامی»بهارستان»روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)»بخش 11

گروهی حکما به حضرتِ کسریٰ در، به مصلحتی سخن همی‌ گفتند و بزرگمهر که مهترِ ایشان بود خاموش.

گفتندش: چرا با ما در این بحث سخن نگویی؟

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 38

پدر بگشاد الماس زبان را

بسفت آنگه گهرهای بیان را

عطار»الهی نامه»بخش دوازدهم»جواب پدر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور