شاعر: عطار
پدر گفتش که چون زر سایه افکند
ترا از گوهر و از پایه افکند
نیاید دُنیی و دین راست هر دو
ز حق میدان که نتوان خواست هر دو
زمین
شبی چون مه نمودی روی نیکو
برآمد نعره از انجم که ما هو
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 798
دلا کام از لبش با چشم تر جو
والا لم تجد ما کنت ترجو
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 800
در این رقص و در این های و در این هو
میان ماست گردان میر مه رو
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2188
من از دست کمانداران ابرو
نمییارم گذر کردن به هر سو
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 479
به منزل کوش مانند مه نو
درین نیلی فضا هر دم فزون شو
علامہ اقبالارمغان حجازحضور ملتبخش 1 - به حق دل بند و راه مصطفی رو
فارسی متن کا ماخذ: گنجور