صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 19 - بردن شکر خسرو را به خانهٔ خویش به مهمانی

بخش 19 - بردن شکر خسرو را به خانهٔ خویش به مهمانی

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

به صد خواهشگری شهرا پریروی

به عشرتگاه خود شد میهمان جوی

22

شهنشه نیز نگذشت از رضایش

به مهمان رفت در مهمان سرایش

33

چو هر گل کرد خوش با بلبلی جای

ملک ماند و بهار عالم آرای

44

شکر گفتا که چون من خود برانم

که باقی عمر دولت با تو رانم

55

تو هم بهر دل من گر توانی

حدیثی گوش کن زان پس تو دانی

66

شهنشه زان حدیث آمد به خود باز

صنم برداشت مهر از حقهٔ راز

77

که گر خسرو نداند داند آفاق

که من چون رستم از غوغای عشاق

88

چه شیران را ز راه افگندم این جا

چه شاهان را کلاه افگندم این جا

99

چه زرها خاک شد بر استانم

چه سرها پست شد بر آشیانم

1010

که با چندین حریفان بر در من

نیالود از لب کس ساغر من

1111

نه مقصود من آن بود اندرین کار

که در در پرده دارم پارسا وار

1212

ولیکن بس که نامت می‌شنیدم

هوایت را بصد جان می‌خریدم

1313

کنون اقبال کرد آن کار سازی

که از وصلت کنم گردن فرازی

1414

روا باشد که چندین کرده پرهیز

سرانجام از فساد اتش کنم تیز

1515

مرا خواهی تو کش خواه اشتیاقت

که بی تزویج، دورم ز اتفاقت

1616

ملک گفتا که هست این سهل کاری

به کابینی بیرزد چون تو یاری

1717

همین دم موبدان را شو طلبگار

که تا فردا ندارم صبر این کار

1818

صنم گفت ار چه جانت ناصبور است

بیا امشب که فردا هم نه دور است

1919

ملک ناکام از ان سرو شکر خند

به آغوشی و بوسی گشت خرسند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چه فرخ روزگاری باشد آن روز

که گردد هم نشین دو یار دل سوز

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»خسرو و شیرین»بخش 18 - غزل سرائی شکر در مجلس خسرو

اگلی نظم

عروس صبح دم چون پرده برداشت

جهان را جلوهٔ خور در نظر داشت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»خسرو و شیرین»بخش 20 - عقد کردن خسرو شکر را

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور