صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 6 - آغاز داستان

بخش 6 - آغاز داستان

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

به تاریخ عجم دانندهٔ راز

چنین کرد این حکایت را سرآغاز

2

که چون خورشید هرمز رفت در خاک

کشید اکلیل خسرو سر بر افلاک

3

جهان را خسرو از سر کار نو کرد

کرم را در جهان بازار نو کرد

4

به ترتیب جهان بودی شب و روز

گهی لشکر کش و گه مجلس افروز

5

چنان آراست ملک از دانش و داد

که شهر آسوده گشت و کشور آباد

6

مقیمان زمین زان مهربانی

همه مشغول عیش و کامرانی

7

باشگ و ناله کس ننمودی آهنگ

مگر چشم صراحی و رگ چنگ

8

بجز چوبین که در ره خار بودش

وزو پای مراد افگار بودش

9

نبود از کین دران فرخنده ایام

کس آهن دلتر از چوبینه بهرام

10

از او او رنگ هرمز را نوی بود

که هرمز را سپهداری قوی بود

11

چو هرمز سوی خاقانش فرستاد

به کوشش ملک خاقان داد بر باد

12

رسید اندر مداین باده و گیر

کشیده پور خاقان را به زنجیر

13

گلو بسته بسی میر ولایت

غنیتمهای چینی بی نهایت

14

چو آن فیروزمندی دید از و شاه

تغیر یافت اندر خاطرش راه

15

ز غیرت کرد طعن بی کرانش

نوید پنبه داد و دوکدانش

16

ازین وحشت که بر بهرام ره یافت

چو وحشی جست و روی از مردمی تافت

17

ز طاعتگه به عصیان دور می‌بود

گهی پیدا گهی مستور می‌بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جهان بی عشق سامانی ندارد

فلک بی میل دورانی ندارد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»خسرو و شیرین»بخش 5 - در فضیلت عشق

اگلی نظم

چو بر هرمز سر آمد پادشاهی

ز خسرو تازه گشت آن کینه خواهی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»خسرو و شیرین»بخش 7 - گریختن خسرو از مداین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور