صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 17 - رفتن خسرو به اصفهان به هوای شکر

بخش 17 - رفتن خسرو به اصفهان به هوای شکر

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

هوای دلبر نو کرده در دل

همی شد ده به ده منزل به منزل

22

رها کرده همه ترتیب شاهان

درامد بی سپاه اندر سپاهان

33

بزرگ امید را در حال فرمود

که ره گیرد به دکان شکر زود

44

برد سلکی ز مروارید شب تاب

به یک رشته درون صد قطرهٔ آب

55

رساند تحفهٔ شه بر دلارام

پس آن گاهش دهد پوشیده پیغام

66

که آمد بهترین پادشاهان

خریدار شکر سوی سپاهان

77

شکر لب چون پیام شاه بشنید

به گوش خویش نام شاه بشنید

88

ز جا برخاست با صد بی قراری

چو مه بنشست در شبگون عماری

99

ز سودای کهن با رغبت نو

روان شد سوی منزل گاه خسرو

1010

درامد نازنین و دید شه را

به مژگان رفت خاک بارگه را

1111

تماشا کرد حسن با کمالش

موافق دید با شیرین جمالش

1212

دمی باز آمد از پیشینه پیوند

ز شیرین هم به شکر گشت خرسند

1313

نوای باربد بر ماه می‌شد

دل زهره ز ره بی راه می‌شد

1414

ظرافتهای شاپور از سر حال

عطارد را ورق می‌کرد پامال

1515

شهنشه کایتی بود از ظرافت

سخن را آب می داد از لطافت

1616

شکر خود نیشکر خائی دگر بود

که سر تا پا ز شیرینی شکر بود

1717

دهانش را ده چشمش را روایت

زبان خاموش و مژگان در حکایت

1818

ز رامشگر ستد چنگ خوش آواز

روان دستی فرود آورد بر ساز

1919

برون برد از دل جوشان خلل را

ز جوش دل برآورد این غزل را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سخن پرداز گویای خردمند

چنین برداشت از دُرج گهر بند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»خسرو و شیرین»بخش 16 - نصیحت کردن شاپور به خسرو و دلالت کردن او را به شکر

اگلی نظم

چه فرخ روزگاری باشد آن روز

که گردد هم نشین دو یار دل سوز

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»خسرو و شیرین»بخش 18 - غزل سرائی شکر در مجلس خسرو

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور