صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 75 - داستان در حک کردن نقش کفر به پلارک چند از دیباچه عشق خضر خان که شاهی از سواد هندوستان و حرفی خان خانان بود

شمارهٔ 75 - داستان در حک کردن نقش کفر به پلارک چند از دیباچه عشق خضر خان که شاهی از سواد هندوستان و حرفی خان خانان بود

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

کنون از فتح هندوستان دهم شرح

کنم دیباچهٔ گرشاسپ را طرح

22

بگویم آنچه کرد از کاردانی

گهی لشکر کشی گه پهلوانی

33

که چون شاه جهان شد عار باشد

که ذکر او بدین مقدار باشد

44

به جز یک فتح ملک «دیو گیری»

که کرد این کار شاهان در امیری

55

به دولت زان پسش کین چرخ خم پشت

کلید فتح دهلی داد در مشت

66

چو ملک سند هو کوهستان و دریا

به طاعت گاه فرمان شد مهیا

77

به قدرت رای زد بخت بلندش

که رای «گوجرات» افتد به بندش

88

خلل در سومنات افگند زانسان

که شد بت خانهٔ گردون هراسان

99

روان گشت از پی پیل و خزائن

الغخان معظم سوی «جهائن»

1010

بسوی حصن «رنتهنبور» شد تیز

کزان که لاله که لاله رویاند به خونریز

1111

از آن پس نامزد شد لشکر شاه

که بر سمت «تلنگی» به سپر دراه

1212

از آن پس نامزد شد «بار بک» باز

که سازد پیل معبر طعمهٔ باز

1313

کند بر دور لشکر دست بر دست

دلیران را ز خون معبری مست

1414

سواحل تا حد «لنکا» بگیرد

به قطره عرضهٔ دریا بگیرد

1515

همه خاک سواحل تا سر اندیب

کند از بوی عنبرین طیب

1616

بدین گونه که باید پایه بالا

مکر هم زادهٔ او شمس والا

1717

خضر خانی کز اقبال مبینش

گواهی میدهد نور جبینش

1818

چو بخت خود جوان و پیر تدبیر

چو نام خویش خورشید جهانگیر

1919

هنوزش تیغ فتح اندر نهفته است

هنوزش یک گل از صد ناشگفته است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خوشا هندوستان و رونق دین

شریعت را کمال عز و تمکین

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 74 - قلم زدن نخست در شرح تیغ زدن جمهور سلاطین ماضیهٔ دهلی

اگلی نظم

همیشه دور چرخ لاجوردی

نداند پیشه‌ای جز ره نوردی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 76 - آغاز انشعاب عشقهٔ عشق خضر خان از شاخ سبز و تر دول رانی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور