صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 99 - حدیث بخشش جان و نوازش از ملک غازی مسلمانان دهلی را به لطف بی حد و بی مر

شمارهٔ 99 - حدیث بخشش جان و نوازش از ملک غازی مسلمانان دهلی را به لطف بی حد و بی مر

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

به پرسیدم من از پیروزی بخت

که ای رنگ تو از فیروزه گون سخت

22

ملک غازی که فتحش هم عنان بود،

خبر گو بعد فیروزی چه سان بود؟

33

جوابم داد کاز فیروزمندی

چو شد غازی ملک را سر بلندی

44

ز بعد شکر یزدان شد بر آن عزم

که آید سوی دهلی از پی رزم

55

وی آن جانب شد اندر کار سازی

که دیگر پی شود دو تیغ بازی

66

دگر جانب مسلمانان دهلی

که بشکستند با خانان دهلی

77

به خجلت پیش می‌رفتند غمناک

همی سودند روی عجز بر خاک

88

سواران ملک غازی ستاده

نظر بر لشکر دهلی نهاده

99

زبانهاشان چو نوک نیزه در طعن

گهی دشنام گفتند و گهی لعن

1010

یکی گفت: این همه کفران سگالند

کسان در قتل ایشان بی و بالند!

1111

دگر می‌گفت: کاخر اهل دین اند

نشاید گفت بد گر چه چنین اند

1212

دگر گفت: ای نمک خواران بد عهد

چرا کم بود در حق نمک جهد

1313

دگر از طنز گفت اینان چه کردند؟

نمک در دیگ رفت اینها چه خوردند!

1414

دگر می‌گفت گاه کار زاری

نیاید ز اهل دهلی هیچ کاری

1515

ملک بر کرسی دولت نشسته

سران در پیشدستی، دست بسته

1616

اسیر و اسپ و مال و رخت و کالا

زر و سیم و در و لولوی لالا

1717

خزاین می‌رسید اشتر بر اشتر

قطار اندر قطار از گنجها پر

1818

گران گنجی چو دریا بی‌کرانه

که مالامال شد دشت از خزانه

1919

صف پیلان جنگی وا گزیده

ز ماران اژدر ایشان گزیده

2020

بسی صندوق‌ها پر تنگه و زر

که بکشائی اگر صندوق را سر

2121

ظرایف کاید از فرمان گزاران

ز بهر تاج و تخت تاجداران

2222

همه چندین متاع پادشاهی

که بود آثاری از فضل الهی

2323

خدا داد آن خداوند غزا را

که در خور بد غزاهاش، این جزا را

2424

چنین باشد فتوح آسمانی

کت از جائی رسید کان را ندانی

2525

کسی کش ز آسمان یک در کشادند،

ز هر سو صد در دیگر کشادند!

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دلیری کاو صف مردان بدیده‌ست

نه بازش، دیده در خواب آرمیده‌ست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 98 - مصاف اول غازی ملک با لشکر دهلی به باد حمله‌ای زیر و زبر کردن چنان لشکر

اگلی نظم

مبارک روز شنبه گاه پیشین

گه هنگامی است با انوار بیش این

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 100 - جلوس شه غیاث الدین و دنیا تغلق غازی فراز تخت سلطانی چو افریدون و اسکندر

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور