صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 90 - در اختتام این سواد پر از آب زندگانی، که ماجرای دول رانی و خضرخان است ، خصصهما الله به عمر الخضر

شمارهٔ 90 - در اختتام این سواد پر از آب زندگانی، که ماجرای دول رانی و خضرخان است ، خصصهما الله به عمر الخضر

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

به حمد الله که از عون الهی

به پایان آمد این «منشور شاهی»

22

به قدر چار ماه و چند روزی

فروزان شد چنین گیتی فروزی

33

هم اینجا لیلی و مجنون گرو شد

هم از شیرین و خسرو قصه نو شد

44

جمال آراست، این ماه دل افروز

ز ذوالقعده دوم حرف و سیوم روز

55

مورخ چون شمار سال وی کرد

عطارد بر سر ذوالقعد هی کرد

66

وگر تاریخ بکشایند ز ابجد

ز هجرت پانزده گیرند و هفصد

77

وگر داننده پرسد بیت چند است

درین نامهٔ، که از عشق ارجمند است

88

به صد خوبی نشاند در دل و جان

غم خوب «دول رانی خضر خان»

99

درین میمون سواد خضر خانی

ز کلک افشاندم آب زندگانی

1010

چو خضر افگندم اندر چشمه ماهی

نهفتم آب حیوان در سیاهی

1111

جراحتهای مشتاقان شب خیز

خراشیدم به نوک خامهٔ تیز

1212

سزد کاین شعله گردد گیتی افروز

که از دود دو آتش دارد این سوز

1313

اگر چه تشنه را آبی دهد خوش

زند در خرمن هستی هم آتش

1414

مرا گر چه درین گفتار دل دزد

بهر حرفی، سزد، صد گنج زر مزد

1515

نیم با این همه زین گفت و گو شاد

که هنگام پریدن نیست، زین باد

1616

به سر شد نوبت حسن و جوانی

نماند آبی به جوی زندگانی

1717

شد از من روزگار خرمی دور

به دل کرد آسمان مشکم به کافور

1818

برون شد ماهی امیدم از شست

بنا در خانهٔ هفتاد پیوست

1919

فروغ از روی و تاب از تن تهی گشت

چراغ دیده را روغن تهی گشت

2020

خزان در باغ هستی غارت آورد

سمن پژمرده گشت و ارغوان زرد

2121

صدف را، مهر زد، لبهای خندان

تزلزل یافت، گوهرهای دندان

2222

ز اوراقی که با هم غنچه بستم

چو گل در بزم سلطانان نشستم

2323

نسیمم را، چنان شد بخت بستم

که گشت این غنچه دستنبوی شاهان

2424

مرا بود از چنین فرخنده کاری

کلاه عزت از هر تاجداری

2525

ز هر شاه آمدم هر دم خرامان

چو سوری سرخ روی و زر به دامان

2626

نه با هر مشتری کردم قرانی

نه ره مریخ را دادم عنانی

2727

نه از ذیل عنایت سایه جستم

نه در ظل حمایت پایه جستم

2828

همه جا بودم از بخت پر امید

عطارد وار، هم زانوی خورشید

2929

یکی از من غزل جوید، دگر بیت

فشانیدم بر آتش روغن زیت

3030

به دود انگیزی زینگونه سوزی

حدیث من بدان ماند که روزی:

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ایا چشم و چراغ دیدهٔ من

رخت بستان و باغ دیدهٔ من!

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 89 - بخشیدن برکت و یمن، فرزند یمین‌الدین مبارک را، ازین پند نامه میمون، تا در نقش این پند فرو شود، و از بند نفس بیرون آید!

اگلی نظم

یکی را خانه بود آتش گرفته

دلش را شعلهٔ ناخوش گرفته

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 91 - حکایت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور