صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات

باب

غزلیات

نظمیں

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »جامی
  3. »دیوان اشعار
  4. »واسطة العقد
  5. »غزلیات

غزل شمارهٔ 151–دوش در حلقه زلف تو دلم جا می‌کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 151

7 اشعار

غزل شمارهٔ 152–چه لطف بود که شیرین شمایل من کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 152

7 اشعار

غزل شمارهٔ 153–حسن تو راه امید و بیم زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 153

7 اشعار

غزل شمارهٔ 154–به طرف باغ عجب دلکش است سایه بید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 154

9 اشعار

غزل شمارهٔ 155–کجا شد آنکه شب آن مه به خانه من بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 155

7 اشعار

غزل شمارهٔ 156–ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 156

7 اشعار

غزل شمارهٔ 157–ترانه های تحیت سرودهای درود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 157

7 اشعار

غزل شمارهٔ 158–هر که از میکده عشق تو بویی شنود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 158

7 اشعار

غزل شمارهٔ 159–خوش آن مقام که در وی دلی فرود آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 159

7 اشعار

غزل شمارهٔ 160–پرتو روی تو بر باده گلفام افتاد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 160

6 اشعار

غزل شمارهٔ 161–چه سود آن تیشه کِش بر سنگ دست کوهکن می‌زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 161

7 اشعار

غزل شمارهٔ 162–ز شوقت زنم دم زبانم بسوزد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 162

7 اشعار

غزل شمارهٔ 163–صبا چو حلقه آن زلف تابدار گشاد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 163

8 اشعار

غزل شمارهٔ 164–یار هر دم سر بازار دگر می طلبد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 164

7 اشعار

غزل شمارهٔ 165–به ناز می رود آن شوخ و باز می نگرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 165

7 اشعار

غزل شمارهٔ 166–کی بود کی که ز خوان تو صلایی برسد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 166

7 اشعار

غزل شمارهٔ 167–هیچ شب تیر غمت بر دل شیدا نرسد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 167

8 اشعار

غزل شمارهٔ 168–محتسب جمعیت رندان چو دید آشفته شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 168

7 اشعار

غزل شمارهٔ 169–به توبه شیخ مهوس مرا موسوس شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 169

7 اشعار

غزل شمارهٔ 170–صوفی ز خانقه به خرابات می رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 170

7 اشعار

غزل شمارهٔ 171–با یار کوچ کرده ز دل ناله می‌رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 171

9 اشعار

غزل شمارهٔ 172–ز آفتاب به رشکم که زیر پای تو افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 172

7 اشعار

غزل شمارهٔ 173–گرچه صد جان در ره جانان زیان خواهیم کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 173

7 اشعار

غزل شمارهٔ 174–گه عشق به ذات می نماید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 174

7 اشعار

غزل شمارهٔ 175–عارف که سخن به راه گوید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 175

8 اشعار

غزل شمارهٔ 176–به آن بالا و رخ بر هر زمین کان نازنین پوید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 176

7 اشعار

غزل شمارهٔ 177–نه همین وقت مرا عشق مشوش دارد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 177

7 اشعار

غزل شمارهٔ 178–نسیم باده به جان مژده حیات دهد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 178

7 اشعار

غزل شمارهٔ 179–هر که بینم که پس زانوی غم آه کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 179

7 اشعار

غزل شمارهٔ 180–دم به دم خونم ز دیده بر گریبان می‌چکد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 180

7 اشعار

غزل شمارهٔ 181–به هر خانه کان نازنین می نماید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 181

9 اشعار

غزل شمارهٔ 182–ازان با کوه غم فرهاد دست اندر کمر دارد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 182

9 اشعار

غزل شمارهٔ 183–دل نه خرم، سبزه و گل در نظر خرم چه سود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 183

9 اشعار

غزل شمارهٔ 184–اگر از عشق همراهی نباشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 184

7 اشعار

غزل شمارهٔ 185–می‌شوم زنده ز سرکان نازنینم می‌کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 185

7 اشعار

غزل شمارهٔ 186–خط مشکین کز رخ آن نازنین سر برزند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 186

7 اشعار

غزل شمارهٔ 187–دل من راه دینداران ره میخانه می‌داند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 187

7 اشعار

غزل شمارهٔ 188–بی تو جان زندگی نمی خواهد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 188

7 اشعار

غزل شمارهٔ 189–بوی آن آشنا که می آرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 189

7 اشعار

غزل شمارهٔ 190–هر مست که می به دست گیرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 190

7 اشعار

غزل شمارهٔ 191–دور ازان لب اشک من سرخ است و چشم تر سفید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 191

7 اشعار

غزل شمارهٔ 192–تا صبا طره شبرنگ تو را برهم زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 192

7 اشعار

غزل شمارهٔ 193–به بزم وصل ما و من نگنجد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 193

7 اشعار

غزل شمارهٔ 194–ساقی ما دوش باما در سر انصاف بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 194

7 اشعار

غزل شمارهٔ 195–یار رفت و خیربادی هم نکرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 195

7 اشعار

غزل شمارهٔ 196–شد دلم دیوانه وقت آمد که تدبیرش کنند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 196

7 اشعار

غزل شمارهٔ 197–چنین که حسن تو عرض جمال غیب کند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 197

7 اشعار

غزل شمارهٔ 198–دمبدم دیده که خون می ریزد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 198

7 اشعار

غزل شمارهٔ 199–ز سدره طوبی اگر آمدن سوی تو تواند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 199

7 اشعار

غزل شمارهٔ 200–یارم به خانه ای که شب تار دررود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 200

9 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  6. ...
  7. 10
پچھلا صفحہاگلا صفحہ