صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات

باب

غزلیات

نظمیں

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »جامی
  3. »دیوان اشعار
  4. »واسطة العقد
  5. »غزلیات

غزل شمارهٔ 201–اندیشه جمال تو حیرانی آورد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 201

7 اشعار

غزل شمارهٔ 202–زلف تو ماه را به سیه پوشی آورد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 202

7 اشعار

غزل شمارهٔ 203–نه در کوه این صدا از تیشهٔ فرهاد می‌خیزد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 203

7 اشعار

غزل شمارهٔ 204–آن که خودرو لاله اش داغ نهانم تازه کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 204

7 اشعار

غزل شمارهٔ 205–خطت کز طرف نسرین سربرآورد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 205

7 اشعار

غزل شمارهٔ 206–هر شب به تو مه روی به همخانگی آرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 206

7 اشعار

غزل شمارهٔ 207–دل با غمت آشناییم داد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 207

9 اشعار

غزل شمارهٔ 208–یار ما عزم سفر کرد خدا یارش باد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 208

7 اشعار

غزل شمارهٔ 209–باز ازین راه صدای جرسی می‌آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 209

7 اشعار

غزل شمارهٔ 210–نی رخ آن مه چنینم بی‌دل و دین می‌کند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 210

7 اشعار

غزل شمارهٔ 211–آمد ازملک عشق لشکر درد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 211

7 اشعار

غزل شمارهٔ 212–سبزه از طرف چمن می خیزد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 212

7 اشعار

غزل شمارهٔ 213–تو تنگ چشمی آن شوخ بین چو ناز کند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 213

7 اشعار

غزل شمارهٔ 214–آن سهی‌سرو چو گلگشت‌ِ لب ‌ِجو می‌کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 214

7 اشعار

غزل شمارهٔ 215–نام لبت چون به زبان می‌آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 215

7 اشعار

غزل شمارهٔ 216–ناله دردناک می آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 216

7 اشعار

غزل شمارهٔ 217–وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن می‌کند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 217

7 اشعار

غزل شمارهٔ 218–شهید داغ تو فردا ز گل چو لاله برآید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 218

7 اشعار

غزل شمارهٔ 219–شب کجا رفتی که دور از روی تو خوابم نبرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 219

7 اشعار

غزل شمارهٔ 220–چه جور ماند که برما مه صیام نکرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 220

7 اشعار

غزل شمارهٔ 221–ز داغ هجر تو سوزم ز گشت باغ چه سود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 221

7 اشعار

غزل شمارهٔ 222–گرچه اندازد به شاخ سدره امیدم کمند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 222

7 اشعار

غزل شمارهٔ 223–گهی که بر سر زلفت شمال می‌گذرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 223

7 اشعار

غزل شمارهٔ 224–گرچه از دل دیده رخت خود به موج خون برد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 224

7 اشعار

غزل شمارهٔ 225–سرکویت ز شور بیخودان میخانه را ماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 225

7 اشعار

غزل شمارهٔ 226–ساقیا عهد گل از ابر بهاران تازه شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 226

7 اشعار

غزل شمارهٔ 227–پریرخا چو خیالت فسونگری گیرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 227

7 اشعار

غزل شمارهٔ 228–اگر نه ساغر لعلت به کام خواهد شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 228

7 اشعار

غزل شمارهٔ 229–صبا همدم بوی جانان رسید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 229

9 اشعار

غزل شمارهٔ 230–ز شوقت سوختم هرکس به کویت خانه‌ای سازد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 230

7 اشعار

غزل شمارهٔ 231–سوار من که غبار رهش به ماه رسید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 231

7 اشعار

غزل شمارهٔ 232–زآتش تب مه رخسار تو در تاب مباد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 232

7 اشعار

غزل شمارهٔ 233–دلم بی جمال تو نوری ندارد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 233

7 اشعار

غزل شمارهٔ 234–کیم پیکان تو از دل برآید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 234

7 اشعار

غزل شمارهٔ 235–به من دارد دلت جنگی که دارد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 235

7 اشعار

غزل شمارهٔ 236–باز گل اسباب معشوقی به بستان ساز کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 236

9 اشعار

غزل شمارهٔ 237–آن ترک کج کله چو هوای شکار کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 237

7 اشعار

غزل شمارهٔ 238–گر ز هجران چشم من زینگونه خون پالا شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 238

7 اشعار

غزل شمارهٔ 239–رفتی و دل ز هجر تو با سوز و آه ماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 239

7 اشعار

غزل شمارهٔ 240–خبر آمدن یار دلم خرم کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 240

7 اشعار

غزل شمارهٔ 241–سحر چون ابر نیسان سایه بان بر کشتزاران زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 241

11 اشعار

غزل شمارهٔ 242–بیا که خسته دلان را تویی معاد و معاذ

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 242

7 اشعار

غزل شمارهٔ 243–معنی الوجود فی صورالکون قد ظهر

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 243

7 اشعار

غزل شمارهٔ 244–شمت برقا یلوح للاسرار

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 244

11 اشعار

غزل شمارهٔ 245–گر همچو عود جا دهدم یار در کنار

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 245

9 اشعار

غزل شمارهٔ 246–اگر پرده برخیزد از روی کار

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 246

7 اشعار

غزل شمارهٔ 247–زهی نور تو از هر ذره ظاهر

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 247

9 اشعار

غزل شمارهٔ 248–تو نور مطلقی و دیگران مجالی نور

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 248

9 اشعار

غزل شمارهٔ 249–کار من آمد به جان از یار دور

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 249

7 اشعار

غزل شمارهٔ 250–مکن در کشتنم زین بیش تقصیر

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 250

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  6. 6
  7. ...
  8. 10
پچھلا صفحہاگلا صفحہ