صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 201

غزل شمارهٔ 201

شاعر: جامی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انیاورد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

اندیشه جمال تو حیرانی آورد

سودای طره تو پریشانی آورد

2

ما را چه کار با سرو سامان که عشق تو

درکار عقل بی سر و سامانی اورد

3

گفتی که ترک عشق کن و راه عقل گیر

کاری چرا کنم که پشیمانی آورد

4

شبها به باغ بی گل روی تو ناله ام

مرغان خفته را به سحرخوانی آورد

5

دور از تو خانه گل و آبم ز سیل اشک

نزدیک شد که روی به ویرانی آورد

6

با جان بر لب آمده آواز تیغ تو

آوازه خلاص به زندانی آورد

7

جامی ببند دیده که آن طاق ابروان

صد رخنه در بنای مسلمانی آورد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یارم به خانه ای که شب تار دررود

خورشید و ماهش از در و دیوار دررود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 200

اگلی نظم

زلف تو ماه را به سیه پوشی آورد

شب را و روز را به هم آغوشی آورد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 202

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چهار کلمه است که چهار پادشاه پرداخته اند که گویا یک تیر است که از چهار کمان انداخته اند:

کسری گفته است: هرگز پشیمان نشدم از آنچه نگفته ام، و بسا گفته که از پشیمانی ان در خاک و خون خفته ام.

جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 5

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور