صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 211

غزل شمارهٔ 211

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: رد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آمد ازملک عشق لشکر درد

مرد باید کنون که گیرد مرد

2

تندبادی ز کوی عشق وزید

که برآمد ز خاکساران گرد

3

فارغند از جفای یار اغیار

یارما هرچه کرد با ما کرد

4

هرکس از خم عشق رنگی یافت

عاشق واشک سرخ و چهره زرد

5

نفس عاشقان جهانسوز است

کار افسردگان بود دم سرد

6

کاست جانم پی فزایش دوست

چشم بگداخت هرکه جان پرورد

7

جامی از غیر دوست فرد نشین

دوست فرد است و دوست دارد فرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نی رخ آن مه چنینم بی‌دل و دین می‌کند

هرچه با من می‌کند آن زلف مشکین می‌کند

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 210

اگلی نظم

سبزه از طرف چمن می خیزد

خطت از برگ سمن می خیزد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 212

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اشتر گرسنه کسیمه برد

کی شکوهد ز خار؟ چیره خورد

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 4

سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد

از گل و زعفران حکایت کرد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 968

سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد

زعفران لاله را حکایت کرد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 969

شعر من نان مصر را ماند

شب بر او بگذرد نتانی خورد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 981

هر که می با تو خورد عربده کرد

هر که روی تو دید عشق آورد

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 163

شادمانی مکن که دشمن مرد

تو هم از مرگ جان نخواهی برد

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 33

مرد دیگر جوان نخواهد بود

پیریش هم بقا نخواهد کرد

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 54

ملک ایمن درخت بارورست

زو قناعت به میوه باید کرد

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 55

صدر اسلام زنده گشت و نمرد

گرچه صورت به خاک تیره سپرد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 55

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور