گر همچو عود جا دهدم یار در کنار
از دست او کنم بر او ناله های زار
گویم بدو که ای به سرانگشت مرحمت
بگرفته نبض مضطربم را طبیب وار
در اضطراب نبض مرا اختیار نیست
عشق تو برده است ز دست من اختیار
از گوشمال هجر تو چون ناله برکشم
گوشی به ناله های من هجر دیده دار
عاشق که نالد از غم هجران بدان خوش است
کآواز ناله را برساند به گوش یار
بلبل شود دراز زبان در نوای شوق
چون گوش خویش پهن کند گل ز شاخسار
گویند بهر چیست چنین بی قراریت
چون در کنار یار بود هر دمت قرار
گویم که تا غبار دویی در میانه هست
باشد نهفته چهره وحدت درآن غبار
جامی به آب دیده نشان آن غبار را
تا بی غبار یار شود برتو آشکار
زمین
عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار
ساقی به رویِ شاه ببین ماه و مِی بیار
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 246
ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار
بادام تر و سهیکی و بهمان و باستار
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 59
هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار
هر کس به لایق گهر خود گرفت یار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1116
دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
جان مست گلستان تو آن گاه خار خار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1117
میر شکار من که مرا کردهای شکار
بیتو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1118
آمد بهار خرم و آمد رسول یار
مستیم و عاشقیم و خماریم و بیقرار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1121
فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل
کیفر برد ز حملهٔ مردان کارزار
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 136
ای من غلام عشق که روزی هزار بار
بر من نهد ز عشقِ بتی صد هزار بار
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 156
ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار
بیمار و دلفگار و جدامانده از نگار
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 158
تا چرخ برگشاد گریبان نوبهار
از لاله بست دامن کهپایهها ازار
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 78 - در مدح خواجه ابو نصر منصور سعید
فارسی متن کا ماخذ: گنجور