زمین
گر همچو عود جا دهدم یار در کنار
از دست او کنم بر او ناله های زار
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 245
عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار
ساقی به رویِ شاه ببین ماه و مِی بیار
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 246
ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار
بادام تر و سهیکی و بهمان و باستار
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 59
فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل
کیفر برد ز حملهٔ مردان کارزار
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 136
ای من غلام عشق که روزی هزار بار
بر من نهد ز عشقِ بتی صد هزار بار
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 156
ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار
بیمار و دلفگار و جدامانده از نگار
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 158
تا چرخ برگشاد گریبان نوبهار
از لاله بست دامن کهپایهها ازار
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 78 - در مدح خواجه ابو نصر منصور سعید
از انقلاب دهر نیفتم ز اعتبار
گرد یتیمی گهرم، چون شوم غبار
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4705
درویش را ز خرقه صد پاره نیست عار
محضر به قدر مهر بود صاحب اعتبار
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4706
ای در غرور نفس به سر برده روزگار
برخیز و کارکن که کنون است وقت کار
عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 18