ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار
بادام تر و سهیکی و بهمان و باستار
مار است این جهان و جهانجوی مارگیر
از مارگیر مار برآرد همی دمار
زمین
گر همچو عود جا دهدم یار در کنار
از دست او کنم بر او ناله های زار
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 245
عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار
ساقی به رویِ شاه ببین ماه و مِی بیار
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 246
هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار
هر کس به لایق گهر خود گرفت یار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1116
دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
جان مست گلستان تو آن گاه خار خار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1117
میر شکار من که مرا کردهای شکار
بیتو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1118
آمد بهار خرم و آمد رسول یار
مستیم و عاشقیم و خماریم و بیقرار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1121
فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل
کیفر برد ز حملهٔ مردان کارزار
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 136
ای من غلام عشق که روزی هزار بار
بر من نهد ز عشقِ بتی صد هزار بار
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 156
ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار
بیمار و دلفگار و جدامانده از نگار
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 158
تا چرخ برگشاد گریبان نوبهار
از لاله بست دامن کهپایهها ازار
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 78 - در مدح خواجه ابو نصر منصور سعید
فارسی متن کا ماخذ: گنجور