صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »جامی / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

1804 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »جامی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 612–ای بی تو چو غنچه خون درونم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 612

7 اشعار

غزل شمارهٔ 613–ندارم وقت گل طاقت که بی تو روی گل بینم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 613

7 اشعار

غزل شمارهٔ 614–تو شاه مسند حسنی و من گدای کمینم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 614

7 اشعار

غزل شمارهٔ 615–خوش آنکه تو شب خواب کنی من بنشینم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 615

7 اشعار

غزل شمارهٔ 616–چو نتوانم که با آن مه نشینم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 616

7 اشعار

غزل شمارهٔ 617–نفس از درون و دیو ز بیرون زند رهم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 617

9 اشعار

غزل شمارهٔ 618–بیا که وصل تو را از خدای می خواهم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 618

7 اشعار

غزل شمارهٔ 619–من بیدل گهی ز آمد شد کویت نیاسایم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 619

7 اشعار

غزل شمارهٔ 620–هستم ز جان غلامت اما گریز پایم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 620

7 اشعار

غزل شمارهٔ 621–من آن نیم که زبان را به هرزه آلایم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 621

9 اشعار

غزل شمارهٔ 622–شب تا به سحر گرد سر کوی تو پویم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 622

7 اشعار

غزل شمارهٔ 623–عشق به کشور وفا داد نوید شاهیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 623

7 اشعار

غزل شمارهٔ 624–بر سر کوی مغان بس بود این مرتبه‌ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 624

7 اشعار

غزل شمارهٔ 625–نیستم چون یار ترکی‌گو ولی تا زنده‌ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 625

7 اشعار

غزل شمارهٔ 626–مانده ام از یار دور و زنده ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 626

7 اشعار

غزل شمارهٔ 627–چشم منی و خانه تو چشم خانه‌ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 627

7 اشعار

غزل شمارهٔ 628–منزل نکرده دل هنوز اندر حریم سینه ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 628

7 اشعار

غزل شمارهٔ 629–ما به رنجوری و مهجوری و دوری ساختیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 629

7 اشعار

غزل شمارهٔ 630–ما به یادت نشسته خاموشیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 630

7 اشعار

غزل شمارهٔ 631–به مسجدی که خم ابروی تو را نگریم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 631

7 اشعار

غزل شمارهٔ 632–ز آرزوی تو سرگشته در بیابانیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 632

7 اشعار

غزل شمارهٔ 633–هر چند تو شاه و ما گداییم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 633

10 اشعار

غزل شمارهٔ 634–عمری ست دل به مهر و وفای تو بسته ایم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 634

7 اشعار

غزل شمارهٔ 635–در هر گذر که بی گه و گاهی نشسته ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 635

7 اشعار

غزل شمارهٔ 636–تنگ دل مانده به فکر دهن تنگ توام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 636

7 اشعار

غزل شمارهٔ 637–چند روزی می برد بخت بد از کوی توام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 637

7 اشعار

غزل شمارهٔ 638–به ناز برمشکن چون نیازمند توییم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 638

7 اشعار

غزل شمارهٔ 639–چنین کافتاده دور از جان خویشم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 639

7 اشعار

غزل شمارهٔ 640–اگر چه پاره شد از غم هزار باره دلم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 640

7 اشعار

غزل شمارهٔ 641–هر دم ار تیرت فتادی بر دلم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 641

7 اشعار

غزل شمارهٔ 642–ای دلم از تو غرق خون دیده اشکبار هم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 642

7 اشعار

غزل شمارهٔ 643–خواهد تنم ز آتش دل سوخت خانه هم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 643

7 اشعار

غزل شمارهٔ 644–شکر خدا که شیخ نیم، شیخ زاده هم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 644

7 اشعار

غزل شمارهٔ 645–جان داغ تو دارد جگر غرقه به خون هم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 645

7 اشعار

غزل شمارهٔ 646–زهی رخسار و خطت آیت لطف و ستم با هم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 646

7 اشعار

غزل شمارهٔ 647–زهی قدت نهال گلشن چشم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 647

7 اشعار

غزل شمارهٔ 648–عاشقم بیچاره ام درمانده ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 648

7 اشعار

غزل شمارهٔ 649–ز فرقت تو چه گویم چه ناتوان شده‌ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 649

7 اشعار

غزل شمارهٔ 650–هر جا که کنم خانه همخانه تو را یابم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 650

7 اشعار

غزل شمارهٔ 651–بادی که گذارش به سر کوی تو یابم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 651

7 اشعار

غزل شمارهٔ 652–نه نامه ای که در آنجا نشان نام تو یابم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 652

7 اشعار

غزل شمارهٔ 653–خواهم که دمی در قدم آن پسر افتم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 653

7 اشعار

غزل شمارهٔ 654–به کعبه رفتم و زانجا هوای کوی تو کردم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 654

آڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 655–خیالی بود یارب دوش یا در خواب می‌دیدم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 655

7 اشعار

غزل شمارهٔ 656–خاک آن در که چو کحل بصرش می دارم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 656

7 اشعار

غزل شمارهٔ 657–بسی سوزند ازان شمع دل افروزی که من دارم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 657

7 اشعار

غزل شمارهٔ 658–گرچه بر دل ز غم عشق تو باری دارم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 658

7 اشعار

غزل شمارهٔ 659–خوشم که رو به ملاقات یار خود دارم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 659

7 اشعار

غزل شمارهٔ 660–هر شبی کز ماه مهرافروز خود یاد آورم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 660

7 اشعار

غزل شمارهٔ 661–هر شب دم گرم از دل غمناک برآرم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 661

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 28
  6. 29
  7. 30
  8. ...
  9. 37
پچھلا صفحہاگلا صفحہ