جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»غزلیات»غزل شمارهٔ 654غزل شمارهٔ 654شاعر: جامیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: ویتوکردمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، علی نظیریآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه کعبه رفتم و زانجا هوای کوی تو کردمجمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم2نقل کریںشعار کعبه چو دیدم سیاه دست تمنادراز جانب شعر سیاه موی تو کردم3نقل کریںچو حلقه در کعبه به صد نیاز گرفتمدعای حلقه گیسوی مشکبوی تو کردم4نقل کریںنهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادتمن از میان همه روی دل به سوی تو کردم5نقل کریںمرا به هیچ مقامی نبود غیر تو گامیطواف و سعی که کردم به جست و جوی تو کردم6نقل کریںبه موقف عرفات ایستاده خلق دعاخوانمن از دعا لب خود بسته گفت و گوی تو کردم7نقل کریںفتاده اهل منی در پی منی و مقاصدچو جامی از همه فارغ من آرزوی تو کردم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخواهم که دمی در قدم آن پسر افتمرخ بر کف پایش نهم و بی خبر افتمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 653اگلی نظمخیالی بود یارب دوش یا در خواب میدیدمکه رویش در نظر بر کف شراب ناب میدیدمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 655آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعلی نظیریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخواهم که دمی در قدم آن پسر افتمرخ بر کف پایش نهم و بی خبر افتمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 653
اگلی نظمخیالی بود یارب دوش یا در خواب میدیدمکه رویش در نظر بر کف شراب ناب میدیدمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 655