صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات

باب

غزلیات

نظمیں

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »جامی
  3. »دیوان اشعار
  4. »فاتحة الشباب
  5. »غزلیات

غزل شمارهٔ 351–هیچ گه بینم که آن مه مهربان من شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 351

7 اشعار

غزل شمارهٔ 352–جرمی که رخت ما به حریم فنا کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 352

7 اشعار

غزل شمارهٔ 353–طبع مردم سوی خوبان وفاکیش کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 353

7 اشعار

غزل شمارهٔ 354–گرنه یار از زلف برقع پیش روی خود کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 354

7 اشعار

غزل شمارهٔ 355–بازم کمند شوق به سوی تو می‌کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 355

7 اشعار

غزل شمارهٔ 356–رخت ز غالیه خط گرد آفتاب کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 356

7 اشعار

غزل شمارهٔ 357–خطت قوت ازان لعل خندان کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 357

7 اشعار

غزل شمارهٔ 358–شب دل سوخته آهی ز سر درد کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 358

7 اشعار

غزل شمارهٔ 359–دردا که عشق یار به دیوانگی کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 359

7 اشعار

غزل شمارهٔ 360–هیچ شب بی تو دلم ناله به گردون نکشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 360

7 اشعار

غزل شمارهٔ 361–به گلگشت بهار این خاطر ناشاد نگشاید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 361

7 اشعار

غزل شمارهٔ 362–ماه من تا کمر از موی میان نگشاید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 362

7 اشعار

غزل شمارهٔ 363–بر من از خوی تو هر چند که بی داد رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 363

7 اشعار

غزل شمارهٔ 364–نشکسته دلی ز هجر کی از دیده خون رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 364

7 اشعار

غزل شمارهٔ 365–آنچه از آتش غم با دل غمناک رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 365

7 اشعار

غزل شمارهٔ 366–در چمن یارم چو با آن لطف و بالا می‌رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 366

7 اشعار

غزل شمارهٔ 367–بر رخ زردم نه اشک است این که گلگون می‌رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 367

7 اشعار

غزل شمارهٔ 368–آن ترک شوخ بین که چه مستانه می‌رود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 368

7 اشعار

غزل شمارهٔ 369–دوستان بازم عجب کاری فتاد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 369

7 اشعار

غزل شمارهٔ 370–گر کار دل عاشق با کافر چین افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 370

7 اشعار

غزل شمارهٔ 371–اگر هر شب نه در بستر نم از چشم ترم افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 371

7 اشعار

غزل شمارهٔ 372–چشمم از گریه چو در ورطه خون می‌افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 372

7 اشعار

غزل شمارهٔ 373–تو را هرگز گذر بر جانب گلشن نمی‌افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 373

7 اشعار

غزل شمارهٔ 374–روی تو آفتاب را ماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 374

9 اشعار

غزل شمارهٔ 375–اگر ناز و فریب چشم شوخت این چنین ماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 375

7 اشعار

غزل شمارهٔ 376–شد خیال آن خط از دل وان رخ مهوش بماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 376

7 اشعار

غزل شمارهٔ 377–یار رفت از چشم و در دل خارخار او بماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 377

7 اشعار

غزل شمارهٔ 378–مرا ز مایه سودا امید سود نماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 378

7 اشعار

غزل شمارهٔ 379–گرچه پیش تو مرا هیچ ره و روی نماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 379

7 اشعار

غزل شمارهٔ 380–خاطر خوبان به صید اهل دل مایل نماند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 380

7 اشعار

غزل شمارهٔ 381–کسی کو شب به بالین من بیمار می‌گردد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 381

8 اشعار

غزل شمارهٔ 382–نمی خواهم که با من هیچ یاری همنشین گردد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 382

7 اشعار

غزل شمارهٔ 383–رسید قاصد و درجی ز مشک ناب آورد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 383

9 اشعار

غزل شمارهٔ 384–سحر نسیم صبامژده حبیب آورد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 384

7 اشعار

غزل شمارهٔ 385–مهی که حسن خطش بر بتان شکست آورد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 385

7 اشعار

غزل شمارهٔ 386–یاد آن مطرب که ما را هر چه بود از یاد برد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 386

7 اشعار

غزل شمارهٔ 387–آهوی چشم تو دل شیران دین برد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 387

7 اشعار

غزل شمارهٔ 388–کو صبا تا ره به سرو خوش خرام من برد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 388

7 اشعار

غزل شمارهٔ 389–نه پیکی که از ما پیامش برد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 389

7 اشعار

غزل شمارهٔ 390–یار جستم که غم از خاطر غمگین ببرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 390

9 اشعار

غزل شمارهٔ 391–لبم از خاک پات می گوید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 391

7 اشعار

غزل شمارهٔ 392–دل قدت را بلاست می‌گوید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 392

7 اشعار

غزل شمارهٔ 393–با تو آن کس که ز هر جا سخنی می گوید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 393

7 اشعار

غزل شمارهٔ 394–با تو آنان که حدیث چو منی می گویند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 394

7 اشعار

غزل شمارهٔ 395–لبم از شعله شوق آبله پر خون زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 395

7 اشعار

غزل شمارهٔ 396–آن کج کله چو کاکل گلبوی شانه زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 396

7 اشعار

غزل شمارهٔ 397–یار کز ساعد آستین بر زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 397

7 اشعار

غزل شمارهٔ 398–تو را چو مشک تر از برگ یاسمین خیزد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 398

7 اشعار

غزل شمارهٔ 399–چو مست من ز خمار شبانه برخیزد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 399

7 اشعار

غزل شمارهٔ 400–جان بخشد از لب کشته را وانگه به خون فرمان دهد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 400

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 7
  6. 8
  7. 9
  8. ...
  9. 21
پچھلا صفحہاگلا صفحہ