صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات

باب

غزلیات

نظمیں

غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »جامی
  3. »دیوان اشعار
  4. »فاتحة الشباب
  5. »غزلیات

غزل شمارهٔ 301–بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 301

7 اشعار

غزل شمارهٔ 302–فردا که دوست کشته خود را ندا کند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 302

7 اشعار

غزل شمارهٔ 303–حادی که بهر ناقه سلمی حدا کند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 303

7 اشعار

غزل شمارهٔ 304–جان از آن لب‌ها حکایت می‌کند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 304

7 اشعار

غزل شمارهٔ 305–آن مه به جانب سفر آهنگ می‌کند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 305

7 اشعار

غزل شمارهٔ 306–دل به چنگ غمت آهنگ سرودی نکند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 306

7 اشعار

غزل شمارهٔ 307–لعل لبت به لطف حکایت نمی‌کند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 307

7 اشعار

غزل شمارهٔ 308–پاکبازان همه نظاره آن روی کنند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 308

7 اشعار

غزل شمارهٔ 309–خاک کویش را پس از کشتن به خونم گل کنید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 309

7 اشعار

غزل شمارهٔ 310–شبم در ماتم هجران دو ابرو در خیال آمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 310

7 اشعار

غزل شمارهٔ 311–لله الحمد که آن مه ز سفر باز آمد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 311

7 اشعار

غزل شمارهٔ 312–رخ خود به خون نگارم که نگار من نیامد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 312

7 اشعار

غزل شمارهٔ 313–یارب چه شد امروز که آن ماه نیامد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 313

7 اشعار

غزل شمارهٔ 314–چو در شبگون لباس آن مه به گشت شب برون آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 314

7 اشعار

غزل شمارهٔ 315–مرا بر هر زمین از دیده اشک لاله گون آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 315

7 اشعار

غزل شمارهٔ 316–از بس که چشم دارم کان مه ز در درآید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 316

8 اشعار

غزل شمارهٔ 317–چو ترکش بسته از راه آن سوار نازنین آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 317

7 اشعار

غزل شمارهٔ 318–گر از پیراهنت بویی به طرف گلستان آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 318

7 اشعار

غزل شمارهٔ 319–هر آه جگرسوز که از سینه برآید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 319

7 اشعار

غزل شمارهٔ 320–ز خاکم چو خونین گیایی برآید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 320

7 اشعار

غزل شمارهٔ 321–چو محمل بسته بر عزم سفر جانان برون آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 321

7 اشعار

غزل شمارهٔ 322–به چنگ غم دلم از ناله تنگ می‌آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 322

7 اشعار

غزل شمارهٔ 323–به سینه گر نه غمت دمبدم فرود آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 323

7 اشعار

غزل شمارهٔ 324–چه شد یارب که آن سرو خرامان دیر می آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 324

7 اشعار

غزل شمارهٔ 325–در آن کو می روم هر لحظه باشد یار پیش آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 325

7 اشعار

غزل شمارهٔ 326–دی دولتم مساعد و اقبال بنده بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 326

7 اشعار

غزل شمارهٔ 327–دی که بود آن کافر سرکش که ترکش بسته بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 327

7 اشعار

غزل شمارهٔ 328–دوش چشم من به خواب و بخت من بیدار بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 328

7 اشعار

غزل شمارهٔ 329–تا کی از هجر تو با غم همنشین خواهیم بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 329

7 اشعار

غزل شمارهٔ 330–گر نماند آن غنچه لب با من چنان خندان که بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 330

7 اشعار

غزل شمارهٔ 331–دوش در بزم گدا شاه فرو آمده بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 331

7 اشعار

غزل شمارهٔ 332–دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 332

7 اشعار

غزل شمارهٔ 333–رفتم به باغ و سرو خرامان من نبود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 333

7 اشعار

غزل شمارهٔ 334–هرشب از زلف تو حال من پریشان‌تر بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 334

7 اشعار

غزل شمارهٔ 335–هر شبم در سر خیال آن لب میگون بود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 335

7 اشعار

غزل شمارهٔ 336–مرا به کوی تو خواهم که خانه‌ای باشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 336

7 اشعار

غزل شمارهٔ 337–خوش آنکه وصال تو میسر شده باشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 337

7 اشعار

غزل شمارهٔ 338–ساقی بیا که میکده را فتح باب شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 338

7 اشعار

غزل شمارهٔ 339–چون برید از تن رگ جان آه دل آهسته شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 339

6 اشعار

غزل شمارهٔ 340–دل با خیال آن لب میگون ز دست شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 340

7 اشعار

غزل شمارهٔ 341–ز طاق ابروی تو پشت طاقتم خم شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 341

7 اشعار

غزل شمارهٔ 342–تا دامن آن تازه گل از دست برون شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 342

7 اشعار

غزل شمارهٔ 343–ساقیا اطراف باغ از سبزه تر تازه شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 343

9 اشعار

غزل شمارهٔ 344–تا دلم را پا در آن کو بسته شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 344

7 اشعار

غزل شمارهٔ 345–باز خون دلم از دیده روان خواهد شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 345

7 اشعار

غزل شمارهٔ 346–کدام سر که درین آستانه خاک نشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 346

7 اشعار

غزل شمارهٔ 347–چو لب به کوزه نهی کوزه نبات شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 347

7 اشعار

غزل شمارهٔ 348–به عزم گشت چو آن نازنین سوار شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 348

7 اشعار

غزل شمارهٔ 349–مهر جمالش از دل دیوانه کی شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 349

7 اشعار

غزل شمارهٔ 350–زان پیشتر که میکده از ما تهی شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 350

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 6
  6. 7
  7. 8
  8. ...
  9. 21
پچھلا صفحہاگلا صفحہ