صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
  3. »جامی / دیوان اشعار

وزن کے تحت کتاب

وزنِ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف وزنِ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

269 نظمیں

نظمیں

وزنِ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
  4. »جامی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 128–منم امروز حریف قدح آشامی چند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 128

7 اشعار

غزل شمارهٔ 129–بگذر از توبه و تقوی که همه پندار است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 129

7 اشعار

غزل شمارهٔ 129–دلنواز ز من خسته جگر بازمایست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 129

7 اشعار

غزل شمارهٔ 130–گر روی بی تو مرا داغ جگر تازه شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 130

7 اشعار

غزل شمارهٔ 133–باز در بزم غمت نعره نوشانوش است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 133

7 اشعار

غزل شمارهٔ 136–بر لبم تا نفسی می رود و می آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 136

7 اشعار

غزل شمارهٔ 138–حیفم آید ز خدنگ تو که بر خاک افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 138

7 اشعار

غزل شمارهٔ 138–صبحدم عرض چمن کن که هوا معتدل است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 138

7 اشعار

غزل شمارهٔ 139–غرض از چاشنی عشق توام درد و غم است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 139

7 اشعار

غزل شمارهٔ 143–کی بود کی که شب محنت من روز شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 143

7 اشعار

غزل شمارهٔ 146–مدت رفتن آن مه به سفر دیر کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 146

7 اشعار

غزل شمارهٔ 147–کیست آن شوخ که مهمان تهیدستان است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 147

7 اشعار

غزل شمارهٔ 149–داغ هجرم لب خشک از مژه تر می‌سازد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 149

7 اشعار

غزل شمارهٔ 149–جلوه گل رخت از طره چون سنبل کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 149

7 اشعار

غزل شمارهٔ 150–ای که جان و دل آگاه تو را همراه است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 150

7 اشعار

غزل شمارهٔ 151–دوش در حلقه زلف تو دلم جا می‌کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 151

7 اشعار

غزل شمارهٔ 158–در همه شهر دلی کو که نه خون کرده توست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 158

7 اشعار

غزل شمارهٔ 158–هر که از میکده عشق تو بویی شنود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 158

7 اشعار

غزل شمارهٔ 159–صبح دولت را فروغ از آفتاب روی توست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 159

8 اشعار

غزل شمارهٔ 160–پرتو روی تو بر باده گلفام افتاد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 160

6 اشعار

غزل شمارهٔ 164–یار هر دم سر بازار دگر می طلبد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 164

7 اشعار

غزل شمارهٔ 165–گریه تلخ من از خنده آن لب نگرید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 165

9 اشعار

غزل شمارهٔ 166–کی بود کی که ز خوان تو صلایی برسد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 166

7 اشعار

غزل شمارهٔ 167–هیچ شب تیر غمت بر دل شیدا نرسد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 167

8 اشعار

غزل شمارهٔ 171–گر کنی سایه ام ای سرو خرامان بر سر

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 171

7 اشعار

غزل شمارهٔ 175–من به خون غرق و لب لعل تو در خنده هنوز

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 175

7 اشعار

غزل شمارهٔ 177–نه همین وقت مرا عشق مشوش دارد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 177

7 اشعار

غزل شمارهٔ 178–یا به شمشیر جفا در جگرم چاک انداز

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 178

7 اشعار

غزل شمارهٔ 178–وه که باز از کف من دامن مقصود برفت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 178

7 اشعار

غزل شمارهٔ 179–هر که بینم که پس زانوی غم آه کشد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 179

7 اشعار

غزل شمارهٔ 181–خنده ای زد لب تو بر من گریان که مپرس

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 181

7 اشعار

غزل شمارهٔ 185–تیر باران رسد از قوس قزح بر نرگس

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 185

9 اشعار

غزل شمارهٔ 186–تا به چشمت شده در ناز برابر نرگس

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 186

8 اشعار

غزل شمارهٔ 186–گرچه خلقی ز تو در دام بلا افتاده ست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 186

7 اشعار

غزل شمارهٔ 192–تا صبا طره شبرنگ تو را برهم زد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 192

7 اشعار

غزل شمارهٔ 194–ای چو گلبرگ طری عارض زیبای تو خوش

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 194

7 اشعار

غزل شمارهٔ 197–گر دل از عشق توام چاک بود باکی نیست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 197

7 اشعار

غزل شمارهٔ 198–نه به لطف از ستم دوست توان یافت خلاص

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 198

7 اشعار

غزل شمارهٔ 203–عمرها آن که به سویم گذری داشت دریغ

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 203

7 اشعار

غزل شمارهٔ 208–پرتو شمع رخت عکس بر افلاک انداخت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 208

7 اشعار

غزل شمارهٔ 208–یار ما عزم سفر کرد خدا یارش باد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 208

7 اشعار

غزل شمارهٔ 209–باز ازین راه صدای جرسی می‌آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 209

7 اشعار

غزل شمارهٔ 213–از در بسته و دیوار بلند تو به تنگ

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 213

7 اشعار

غزل شمارهٔ 214–آن سهی‌سرو چو گلگشت‌ِ لب ‌ِجو می‌کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 214

7 اشعار

غزل شمارهٔ 215–مصطفایی به صفای دو رخ و لعل تو آل

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 215

7 اشعار

غزل شمارهٔ 217–باده تا چاشنیی زان لب چون نوش گرفت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 217

7 اشعار

غزل شمارهٔ 220–آن نه خط است که گرد رخ زیباش گرفت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 220

7 اشعار

غزل شمارهٔ 222–ای تنت سیم و بر و ساعد و بازو همه سیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 222

7 اشعار

غزل شمارهٔ 222–آن که بر گل گره از جعد سمن بوی تو بست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 222

7 اشعار

غزل شمارهٔ 224–این زمینی ست که سرمنزل جانان بوده ست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 224

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  6. 6
پچھلا صفحہاگلا صفحہ