باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 351شاخ گل از نسیم جلوه گر است
12 اشعار
غزل شمارهٔ 352دامن گل ز ابر پر گهر است
9 اشعار
غزل شمارهٔ 353شب گذشته ست و اول سحر است
9 اشعار
غزل شمارهٔ 354موی را نیست این میان که تراست
7 اشعار
غزل شمارهٔ 355هر که در پیش چشم روشن ماست
6 اشعار
غزل شمارهٔ 356عشق اگر چه نشان بخت بد است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 357با غمت شادی جهان هوس است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 358این جفا کارییت که نو به نو است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 359رخ تو نور دیده قمر است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 360تن پاکت که زیر پیرهن است
9 اشعار
غزل شمارهٔ 361روی نیکوی تو ز مه کم نیست
7 اشعار
غزل شمارهٔ 362سرو را با قد تو هستی نیست
7 اشعار
غزل شمارهٔ 363یار ما دل ز دوستان برداشت
9 اشعار
غزل شمارهٔ 364ترک مستم که قصد ایمان داشت
7 اشعار
غزل شمارهٔ 365از رخت ارغوان نمودار است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 366ترک من دی سخن به ره میگفت
7 اشعار
غزل شمارهٔ 367آنچه بر جان من ز غم رفتهست
6 اشعار
غزل شمارهٔ 368گل ز رخساره تو بی آب است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 369هر که روی تو دید جان دانست
9 اشعار
غزل شمارهٔ 370بنده را با تو دوستداری خوست
7 اشعار
غزل شمارهٔ 371سر زلف تو تا بجنبیدهست
9 اشعار
غزل شمارهٔ 372نگار من امشب سر ناز داشت
8 اشعار
غزل شمارهٔ 373دلم برد و بوی وفایی نداشت
9 اشعار
غزل شمارهٔ 374گلستان نسیم سحر یافته ست
8 اشعار
غزل شمارهٔ 375دل من به جانانی آویخته ست
9 اشعار
غزل شمارهٔ 376صبا کو به بوی تو جان پرور است
11 اشعار
غزل شمارهٔ 377کجا دولت وصلش آرم به دست
6 اشعار
غزل شمارهٔ 378بتی کز ویم رو به دیوانگی ست
7 اشعار
غزل شمارهٔ 379خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست
11 اشعار
غزل شمارهٔ 380صد بلا افتاد و صد فتنه بخاست
11 اشعار
غزل شمارهٔ 381گر ترا ناز و بدخویی این است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 382بهار آمد و گلهای بوستان بشکفت
8 اشعار
غزل شمارهٔ 383یار چون با ماست بهر دیدنش تعجیل چیست
9 اشعار
غزل شمارهٔ 384بدان بهانه که حسنی ست بس فراوانت
7 اشعار
غزل شمارهٔ 385باز مست آمدنش نازکنان از جایی ست
8 اشعار
غزل شمارهٔ 386کسی را به دور حسن تو پروای خواب نیست
6 اشعار
غزل شمارهٔ 387از من آن کامیاب را چه غم است
6 اشعار
غزل شمارهٔ 388هر عاشقی که ترسد از طعنه و ملامت
9 اشعار
غزل شمارهٔ 389یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 390زلف مشکینش که گویی را به چوگان یافته ست
9 اشعار
غزل شمارهٔ 391خنده هرگز دهنی همچو دهان تو نیافت
7 اشعار
غزل شمارهٔ 392یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت
9 اشعار
غزل شمارهٔ 393یا رب، آن زلف تو هیچ اشکنه بی دل هست؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 394دردا که با من آن بت نامهربان نساخت
7 اشعار
غزل شمارهٔ 395با این جمال روی صنم دیدنم خطاست
9 اشعار
غزل شمارهٔ 396خیال روی تو چون در ناب در نظر است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 397رخت کز آتش تبها به تاب در عرق است
6 اشعار
غزل شمارهٔ 398جمال دوست مرا تا به چشم دیده شده ست
10 اشعار
غزل شمارهٔ 399دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست
5 اشعار
غزل شمارهٔ 400لطافت تو چنان در خیال ما بنشست
8 اشعار

