Toggle stanza 1
سرو را با قد تو هستی نیست
1

سرو را با قد تو هستی نیست

میلش الا به سوی پستی نیست

2

در دهان و میانت می بینم

نیستی هست، لیک هستی نیست

3

گاه گاهم به قبله بودی روی

تا تو در پیش من نشستی، نیست

4

زهد با عشق در نیامیزد

بت پرستی خداپرستی نیست

5

برگ صبری که پیش از اینم بود

سرو من تا تو برشکستی، نیست

6

تا ترا دست جور بر سر ماست

کار ما جز که زیردستی نیست

7

مستی گفتی ز عشق خسرو را

عشق دیوانگی ست، مستی نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور