غزل شمارهٔ 361
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1روی نیکوی تو ز مه کم نیست
11
روی نیکوی تو ز مه کم نیست
جز ترا نیکویی مسلم نیست
22
دهنت ذره و کم از ذره است
رخ ز خورشید ذره ای کم نیست
33
بی دهانی و ملک خوبی را
چون سلیمان شدی که خاتم نیست
44
نسبتی هست در دهان تو، لیک
در میان تو نسبتی هم نیست
55
چشم من خاک جسم من تر کرد
گر چه یک قطره هم در او نم نیست
66
گر جهانی غم است در دل من
چون تو اندر دل منی غم نیست
77
تازه کن جان خسرو از غم خویش
کاین جراحت سزای مرهم نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

