غزل شمارهٔ 352

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: راست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دامن گل ز ابر پر گهر است
1

دامن گل ز ابر پر گهر است

باغ را زیب و زینت دگر است

2

غنچه بر باد داد دل، چو گشاد

چشم بر گل که مو به روی فر است

3

به یکی جام کش رسید از دور

نرگس افتاده مست و بی خبر است

4

همه از سرو می برد بلبل

نیک یکبارگی بلند پر است

5

هر چه تسخیر کیف یحیی الارض

خواند بلبل به خط سبزه در است

6

گل ورق راست کرده از شبنم

مهره آن ورق همه گهر است

7

دوستان را کنون ز بهر نشاط

جانب باغ و بوستان گذر است

8

ورق گل اگر لطیف افتاد

خط سبزه ازان لطیف تر است

9

نرود سوی باغ خسرو، ازآنک

باغ او بزم شاه نامور است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور