غزل شمارهٔ 353

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: راست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شب گذشته ست و اول سحر است
1

شب گذشته ست و اول سحر است

بانگ بلبل به می نویدگر است

2

وقت او خوش که در چنین وقتی

باده بر دست و نازنین به بر است

3

کشتی باده نه به کف، باری

عمر ازینسان رود چو بر گذر است

4

چند گویی که مست و بی خبری

هر که او مست نیست بی خبر است

5

صرفه خشک زاهدان را باد

هر چه ما راست در شراب تر است

6

ساقیا، غوطه ده مرا در می

که می آشام شعله در جگر است

7

گر چه بد مستی است عیب حریف

کندن ریش محتسب هنر است

8

گر به میخانه مفسدان شراب

پادشاهند، بنده خاک در است

9

خسروا، چند از گنه ترسی

رو که عفو خدای معتبر است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور