غزل شمارهٔ 359

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: راست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
رخ تو نور دیده قمر است
1

رخ تو نور دیده قمر است

لب تو سرخ رویی شکر است

2

با تو، ای یکسر آمده به دلم

که کند شرکتی، گدا و سر است

3

کار دیگر مکن، مکن شوخی

زانکه، ای شوخ کار تو دگر است

4

گر ز پای خودم دهی خاکی

خاک پای تو سرمه بصر است

5

زار زار از غم تو می میرم

چون نه زور است بنده را نه زر است

6

نظری کن کز آن دو چشم سیاه

دیده در انتظار یک نظر است

7

بنده خسرو در آرزوی لبت

نمک تو که نیش در جگر است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور