غزل شمارهٔ 396
Toggle stanza 1خیال روی تو چون در ناب در نظر است
11
خیال روی تو چون در ناب در نظر است
ز اشک دمبدمم صد حباب در نظر است
22
چو مست روی تو من، روی مهوشان چه کنم
به دزدکی نگرم کافتاب در نظر است
33
اگر دلت به لب بحر می کشد، ای سرو
نشین به گوشه چشمم که آب در نظر است
44
خیال زلف تو در دیده ام شبی گردید
ازان خیال مرا اشک ناب در نظر است
55
شبی به خواب نظر بازیی به او کردم
مرا همیشه ازان لحظه خواب در نظر است
66
به نور روی تو در زلف می توان رفتن
شب است و شعشعه ماهتاب در نظر است
77
ز عشق چشم تو خسرو چو سرخوش و مست است
به یاد لعل تو او را شراب در نظر است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

