غزل شمارهٔ 386
Toggle stanza 1کسی را به دور حسن تو پروای خواب نیست
11
کسی را به دور حسن تو پروای خواب نیست
کو دل کزان دو نرگس رعنا خراب نیست
22
ای محتسب که منع سر اندازیم کنی
بگذر ز ما که مستی ما از شراب نیست
33
بر جان ما ز غمزه مزن تیر دمبدم
بر بی گناه ظلم پیاپی ثواب نیست
44
دل خواست بوسه ای ز لبت، بر دهان زدی
در روزگار مثل تو حاضر جواب نیست
55
کردم مقابل رخ تو آفتاب را
چیزی ست در رخ تو که در آفتاب نیست
66
تا چند قصد خسرو بیچاره می کنی
یک شیوه کن که حاجت چندین عتاب نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

