Toggle stanza 1
کسی را به دور حسن تو پروای خواب نیست
1

کسی را به دور حسن تو پروای خواب نیست

کو دل کزان دو نرگس رعنا خراب نیست

2

ای محتسب که منع سر اندازیم کنی

بگذر ز ما که مستی ما از شراب نیست

3

بر جان ما ز غمزه مزن تیر دمبدم

بر بی گناه ظلم پیاپی ثواب نیست

4

دل خواست بوسه ای ز لبت، بر دهان زدی

در روزگار مثل تو حاضر جواب نیست

5

کردم مقابل رخ تو آفتاب را

چیزی ست در رخ تو که در آفتاب نیست

6

تا چند قصد خسرو بیچاره می کنی

یک شیوه کن که حاجت چندین عتاب نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور