غزل شمارهٔ 387
Toggle stanza 1از من آن کامیاب را چه غم است
11
از من آن کامیاب را چه غم است
زین شب آن مهتاب را چه غم است
22
ذره ها گر شوند زیر و زبر
چشمه آفتاب را چه غم است
33
گر مرا نیست خوابی اندر چشم
چشم آن نیم خواب را چه غم است
44
گر بسوزد هزار پروانه
مشعل خانه تاب را چه غم است
55
ور کنم من سؤال کشتن خویش
ترک حاضر جواب را چه غم است
66
خسرو ار جان دهد، تو دیر بزی
ماهی ار مرد آب را چه غم است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

