Toggle stanza 1
یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت
1

یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت

ره سوی آرزوی خویش بدان خواهم یافت

2

گر به گرد قد زیباش نگردم، چه کنم؟

در کدامین چمن آن سرو روان خواهم یافت؟

3

جان عاشق، اگر از بهر رخ زیبا راست

من کدامین رخ زیبا به ازان خواهم یافت؟

4

دل برفت از من و یارب که گهی خواهد بود

که ازان گم شده خویش نشان خواهم یافت؟

5

بیدل و غمزده ام کیست که دل خواهد داد

عاشق و سوخته ام از که ضمان خواهم یافت؟

6

عشق ازین گونه که بیش است به دل تا جان هست

نه همانا که ازین فتنه امان خواهم یافت

7

از گله پا به گلم ده که من بدخو را

روزی از دیده اغیار نهان خواهم یافت

8

ای که گفتی به دعا آرزوی خویش بیاب

باری آنچ آرزویم هست همان خواهم یافت

9

ساقیا، جان عزیز است بهای رطلت

دفع غم را بخرم، گر چه گران خواهم یافت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور