Toggle stanza 1
آنچه بر جان من ز غم رفته‌ست
1

آنچه بر جان من ز غم رفته‌ست

همه از دست آن صنم رفته‌ست

2

می‌نویسد به خون من تعویذ

چه توان کرد، چون قلم رفته‌ست

3

پای در ره نهاد و مهر گذاشت

زانکه در راه مهر کم رفته‌ست

4

به ستم می‌رود ز من، یا رب

بر کسی هرگز این ستم رفته‌ست؟

5

جان به دنبال او روان کردم

گر نیاید، حیات هم رفته‌ست

6

خسروا، با شب فراق بساز

کآفتاب تو در عدم رفته‌ست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور